در اين خانه چه میگذرد؟
تاثيرات روابط فرازناشويي بر نوجوانان
موضوع روابط فرازناشويي موضوعي جدی و مفصل است که كماكان درباره آن چيزهايي شنيدهايم و بعضا در اطراف خود دیدهایم و موردی که دراینخصوص بیشتر حائز اهمیت است، آسيبهاي بيشماري است كه فرزندان این خانوادهها، علیالخصوص نوجوانان، میبينند. اما با این نوجوانان كه متوجه چنين رابطههايي میشوند، چگونه بايد برخورد كرد. در اين خصوص با دكتر ليلا محمدي، روانشناس و مشاور، گفتوگو كردهايم.
درس كه تمام شد، معلم باز هم تاکید کرد که «بچهها يادتون نره فردا حتما والدينتون بايد براي جلسه اولياومربيان بيان مدرسه. ديگه تاكيد نمیكنم، وجود هر دوشون الزامیه.»
تمام راه به اين فكر میكرد كه چهكار کند و چطور به پدر و مادرش بگوید که فردا در مدرسه حاضر باشند و با خود گفت که الان هركدام هزار دليل میآورند که سرشان شلوغ است و وقت ندارند به مدرسه بیایند؛ سپس با خود فکر کرد شاید بتواند مادرش را راضی کند، ولي انگار پدرش اصلا با آنها زندگی نمیکرد و حواسش به آنها نبود. از وقتی هم که مادر به پدر خانواده شک کرده بود، شبها هميشه در خانهشان دعوا بود. پدر گاهی همسرش را متهم میکرد که بیخود گیر میدهد و حتی میگفت: «همين كه هست!» و او هم خیلی از دست پدرش عصبانی میشد که چطور دلش میآید با همسر و فرزندش اینطور رفتار کند، روزهاي تعطيل آنها را در خانه بگذارد و خودش بهدنبال تفریح برود.
در این افکار بود که دوباره چشمش به دعوتنامه مدرسه افتاد و با خودش فکر کرد بالاخره چهکار باید بکند و اگر پدر و مادرش به مدرسه نیایند، از انضباطش كم ميشود. او تنها میدانست که مانند قبل دوست ندارد با ذوق و شوق به خانهشان برود.
روابط فرازناشويي
موضوع روابط فرازناشويي موضوعي جدی و مفصل است که كماكان درباره آن چيزهايي شنيدهايم و بعضا در اطراف خود دیدهایم و موردی که دراینخصوص بیشتر حائز اهمیت است، آسيبهاي بيشماري است كه فرزندان این خانوادهها، علیالخصوص نوجوانان، میبينند. اما با این نوجوانان كه متوجه چنين رابطههايي میشوند، چگونه بايد برخورد كرد. در اين خصوص با دكتر ليلا محمدي، روانشناس و مشاور، گفتوگو كردهايم.
شروع بحران
يكي از بحرانهایی که ممکن است در خانوادهها مطرح شود، هنگامی است كه يكي از زوجين وارد روابط فرازناشويي ميشوند. اما مهمترین مسئله در این زمینه نحوه رفتار والدين است تا فرزندانشان را کمتر گرفتار آسیب بکنند؛ زيرا در بسياري از این مواقع بعد از اينكه اين بحران حل میشود، آسيبهاي ناشي از آن همچنان باقي میماند و مشكلي که والدين با نوجوانانشان پیدا میکنند آن است که فرزندان دیگر حرفشنوي و شرايط قبلي را ندارند و گاهي هم در مسيرهاي انحرافي قرار میگيرند؛ در واقع خيانت، بحراني است كه نحوه مديريت آن ازسوی والدين بسيار مهم است.
عوامل مهم در حل بحران
وقتی خيانتي در زندگي زناشويي رخ میدهد، آنچه مهم است درنظر گرفته شود، سن بچهها در دوره این بحران است. معمولا آمارها نشان میدهند روابط فرازناشويي در خانوادهها وقتی اتفاق میافتد که فرزندان در سنین پیش از نوجوانی و یا نوجوانی هستند که ممکن است دلیل آن، رسیدن والدین به میانسالی باشد.
عامل مهم ديگر آن است كه ببينيم كداميك از والدين خيانت كردهاند که معمولا خيانت پدرها آشكارتر است؛ درواقع مردها درمقابل خيانت همسرانشان يا بسيار پرخاشگر میشوند و تند برخورد میكنند یا حتي جدا ميشوند و يا تا آخرين لحظه آن را پنهان میكنند و نمیگذارند كسي چیزی از قضیه بفهمد؛
درصورتيكه خانمها معمولا نقش قرباني را بازي میكنند و سروصداي زيادی راه میاندازند و درنهايت به خانه برمیگردند و سعي میكنند جدا نشوند؛ درحالیکه نمیدانند این هياهوها تاثير منفي زيادي بر فضاي خانه و فرزندانشان دارد؛ البته اين حالت طبيعي است؛ زيرا آنان نمیتوانند در آن شرايط سخت متوجه تاثير منفي رفتارشان بر بچهها باشند.
تاثيرات مخرب خيانت بر خانواده
وقتی خیانتی در خانواده شکل میگیرد، بچهها اعتمادشان را نسبت به والدین از دست میدهند؛ مثلا دختران درمقابل خيانت پدرانشان نسبت به مردها بياعتماد میشوند؛ چراکه مادران در این مواقع میکوشند با فرزندانشان درددل کنند و با این کار، موجب مخدوششدن چهره پدر نزد بچهها میشوند.
درواقع تاثیراتی را که خیانت بر فرزندان میگذارد، میتوان بهاينصورت طبقهبندي كرد:
افزايش تنش:
هنگام رخدادن خیانت در خانواده، به دلیل افزایش نزاع، دعوا و شک، فضای خانه آكنده از استرس و تنش خواهد بود و بچهها مدام با هياهو و پرخاش والدين مواجه میشوند. در اين دوره درصد ابتلاي افسردگي نوجوانان 8 تا 9ساله بالا میرود و درنتیجه نوجوان بهنوعي از فضاي خانه، جمعهاي خانوادگي يا مهمانيها گريزان و فراري میشود؛ یعنی بيشتر ترجیح میدهد با دوستانش وقت بگذراند و زمان كمتري را در خانه باشد؛ بنابراین احتمال كشيدهشدنش به رفتارهاي انحرافي بيشتر خواهد شد.
تقويت و بزرگنمايي مشكلات:
مشكل خيانت در خانواده موجب تقویت تمام مشکلات گذشته والدین و نوجوان میشود؛ برای مثال اگر مشكل اقتصادي یا اختلافاتی درمورد پدر و مادر هریک از زوجین وجود داشت، در اين هنگام تمام اين مشكلات پررنگتر خواهند شد و درضمن مشکلات فرزندان، ازجمله ضعف تحصيلي، بازيگوشي يا ... نیز افزایش مییابند.
ياركشي و جبههگرفتن نسبت به طرف مقابل:
درواقع وقتي به كسي خيانت میشود، او نسبت به طرف مقابل جبهه میگیرد يا بهنوعي هر دو طرف سعی میکنند فرزندان را یار و پشتیبان خود کرده و با همسرشان مقابله کنند که این مسئله موجب تخریب شكلخانواده و الگويي كه بچهها از خانواده دارند، بشود؛
مثلا پسرها وقتي متوجه خيانت شوند، قانونگريزتر خواهند شد و دخترها بيشتر تحتتاثير جنبه رواني قضيه قرار ميگيرند و فكر میكنند فرد ديگري به آنها و خانوادهشان ترجيح داده شده است و درنهایت يا زودتر وارد رابطه با پسرها میشوند و يا ديگر نمیتوانند به مردي اعتماد كنند و وارد رابطه بشوند.
تغيير توازن قدرت:
فرض كنيد پدري كه خيانت كرده است، براي جبران اشتباهات خود بخواهد باج بدهد؛ مثلا ملكي را به نام همسرش كند يا نتواند مانند قبل قدرتش را نشان بدهد و بايد از موضع قدرتش فاصله بگیرد؛ بنابراين مواضع قدرتهاي قبلي خانوادهها تضعيف میشود يا تغيير میكند كه اين موضوع قطعا بر بچهها تاثيرگذار خواهد بود؛
يعني وقتي نوجوانان متوجه خيانت والدين خود میشوند، ساختار قبلي خانواده به هم میريزد و گاهي هم فرزندان از فضاي متشنج خانه، سوءاستفاده میكنند كه درنهایت اين موضوع بهضرر خود و خانوادهشان خواهد بود؛ چون در چنين فضايي بچهها بيمسئوليت میشوند؛ زيرا انگار الگوهای زندگي آنها به گونهاي از بین رفتهاند.
ترك منزل ازسوی والدين:
گاهي وقتي خيانتي روي میدهد كسي كه به او خيانت شده است، ترجیح میدهد خانه را ترک کند. اگر پدر مرتکب این خطا شده باشد و مادر خانه را ترک کند، معمولا بچهها خشم خود را نسبت به پدر نشان میدهند و شروع به لجبازي با او میكنند و اگر هم فردي از اقوام پدر براي مراقبت از بچهها به خانهشان بيايد، بچهها نمیتوانند او را بپذيرند و شروع به گستاخي و لجاجت دربرابر وی میکنند؛ چون بچهها دوست ندارند كسي جاي مادرشان را بگيرد و بنابراین در اين هنگام مشكل گستردهتر میشود و درنتيجه حل مشكل، سختتر خواهد شد.
وقتي متوجه خيانت میشويم
در جایگاه همسر وقتي متوجه خیانت طرف مقابلمان میشویم، لازم است نخست آرام و صبور باشیم و بعد از اطمينان كامل از این موضوع، در فضاي آرامی كه بچهها در خانه نباشند، بهطور منطقي و باصراحت با همسرمان صحبت کنیم و یادمان باشد وقتی ذهن شک میکند، با مطرحنكردن موضوع، تنها حال خود و خانوادهمان را بدتر خواهیم کرد.
فراموش نكنيم وقتي ما در يك خانه زندگي میكنيم، اولين اصل، «اعتماد متقابل» است و تا زمانيكه اين اصل مهم تامين نشود، ما نمیتوانيم زندگي آرامی داشته باشيم. البته مراجعه به مشاور هم دراينخصوص بسيار موثر خواهد بود.
اعتمادسازي:
فردي كه خيانت كرده است، بايد بتواند به گونهاي اعتماد ازدسترفته همسرش را به او بازگرداند؛ مثلا طرف مقابل میتواند از او بخواهد براي مدتي براي گوشياش رمز نگذارد. فردي كه واقعا میخواهد اعتمادسازي كند، بايد بتواند چنين چيزهايي را بپذيرد. یادمان باشد اگر نتوانيم با اعتماد و صداقت دركنار هم زندگي كنيم، نهتنها خودمان از زندگي لذت نمیبريم، بلكه فرزندانمان نيز در آينده مشكلات زيادي در ارتباطهاي خود خواهند داشت.

