menu button
سبد خرید شما
بررسي دلايل كنترل بيش‌از‌حد‌ والدين
یکتا فرهانی  |  1405/04/10  | 

من هم حق انتخاب دارم ...!

بررسي دلايل كنترل بيش‌از‌حد‌ والدين

رابطه والدین با نوجوانان رابطه‌اي است كه گاهي در عين سادگي، پيچيده به نظر مي‌رسد. مرز كنترل، راهنمايي يا وضع قوانين در خانه به گونه‌اي است كه والدين را دچار خطاهايي مي‌كند و زماني متوجه آن مي‌شويم كه روز‌به‌روز اين روابط به جاي پيشرفت، با مشكلات بيشتري مواجه مي‌شود. اما مشكل اصلي را كجا مي‌توان جست‌و‌جو كرد؟ شايد نمي‌دانيم چگونه بايد در خانه قانون وضع كنيم يا اگر هم قانوني هست، انگيزه‌اي براي اجراي آن سراغ نداريم. كجاي كار ما مشكل دارد و كجا‌ي كار هر روز فاصله ما را با فرزندانمان بيشتر و بيشتر مي‌كند؟ آیا اگر ما آگاهي بيشتری از خواسته‌هاي نوجوان امروزي داشته باشيم، نمي‌توانيم بيشتر به آن‌ها نزديك شويم و در‌نتيجه، ارتباط بهتري هم با نوجوان برقرار كنيم؟ در اين‌خصوص با دکتر سید‌علی قاسمی، روان‌شناس تربیتی و مربي رسمي بين‌المللي و عضو هيئت علمي موسسه ويليام گلسر صحبت كرده‌ايم.


كنترل و وضع قانون 

توجه داشته باشيم چيزي كه هر‌گونه ارتباطي، از جمله ارتباط والدين و نوجوانان را با مشكل مواجه مي‌كند، «كنترل» طرف مقابل است. هنگامي‌كه قصد كنترل ديگران را داريم، گمان مي‌كنيم از صلاح و مصلحت آن‌ها بيشتر از خودشان آگاهيم؛ به‌همين‌دليل برايشان تصميم مي‌گيريم و آن‌ها را تحت فشار مي‌گذاريم تا حتما مطابق گفته ما عمل كنند، چون براي آينده‌شان بهتر است كه اين‌گونه عمل كنند.

در كنترل‌گري، ما گزينه‌ها و انتخاب‌ها‌ي ديگر را از فرد مي‌گيريم و به‌نوعي محدودش کرده و او را مجبور به پذيرش و رفتار مطابق ميل، خواست و تصميم خودمان مي‌کنیم. اما وقتي ما از روان شناسي «كنترل دروني» صحبت مي‌كنيم كه جايگزين «كنترل بيروني» است، تاكيدمان بر اين است كه بپذيريم تنها كسي را كه مي‌توانيم رفتارش را به‌طور كامل كنترل كنيم، فقط «خودمان» هستيم. يعني هر انساني مي‌تواند ‌فقط به صورت كامل بر فكر و عمل خود كنترل داشته باشد و آن‌ها را تغيير بدهد.

هيچ پدر و مادري نمي‌توانند ذهن فرزند خود را كنترل كنند؛ البته ممكن است بتوانند به‌طور موقت رفتار و عمل او را تحت کنترل دربیاورند، اما هيچ‌وقت نمي‌توانند ذهن فرزندشان را هم تحت‌كنترل داشته باشند.


شروع كنترل

توجه داشته باشيم اگر در هر نوع ارتباطي، بخواهيم با روش‌هاي مبتني بر «كنترل بيروني» آدم‌ها را مجبور به انجام كاري بكنيم كه خودشان مايل به انجام آن نيستند و آ‌ن‌ها را محدود به انتخاب در حوزه مورد علاقه خود بكنيم، دير يا زود رابطه با مشكل مواجه مي‌شود، چون با افزايش «كنترل بيروني»، دقيقا در نقطه مقابل آن،«مقاومت» هم بيشتر مي‌شود. اما وقتي به جاي كنترل بيروني، درون خود را تغيير مي‌دهيم، متوجه مي‌شويم که فقط مي‌توانيم آنچه را مي‌خواهيم و به نظرمان مي‌آيد درست است، در اختيار فرزندمان قرار دهيم.

راه‌هاي زيادي براي ارائه اطلاعات به نوجوان وجود دارد كه اگر با كنترل‌گري و اعمال‌نظر ما همراه باشد، مخرب خواهد بود؛ ولي اگر اين اطلاعات به‌طور خنثي به نوجوان داده شود و فرصت انتخاب را هم از او دريغ نكنيم، توجه، انگيزه و علاقه‌اش هم به اجراي آن بيشتر مي‌شود.


فرمول ‌«كنترل» و «ارائه اطلاعات »

ما هرگونه رفتاري را که با نوجوان در پيش بگيريم، در‌واقع داريم به نوعي به او اطلاعات مي‌دهيم. حتي وقتي فرزندمان را تنبيه يا با او قهر مي‌كنيم هم به او اطلاعاتي مي‌دهيم ناشي از اينكه كارش درست نبوده، ما از آن خوشمان نيامده و اين رفتار او سزاوار بي‌اعتنايي يا ‌تنبيه است. ولي منظور از «دادن اطلاعات» به نوجوانان، اطلاعاتي بدون «سوگيري»، «اجبار» يا «وادار‌كردن» است؛ يعني شما به زور به فرزند خود نمي‌گوييد كه بايد فلان كار را بكند، چون از نظر شما درست است، وگرنه شكست مي‌خورد و به ضررش تمام‌ مي‌شود.

توجه داشته باشيم‌ که وقتي مي‌خواهيم به فرزندمان اطلاعات بدهيم، نبايد هيچ سوگيري و بار مثبت و منفي براي اطلاعاتي كه در اختيارش قرار مي‌دهيم، قائل ‌شويم. اين موضوع درست مانند آن است كه فقط در مورد خواص مواد غذايي كه در اختيار فرزندمان قرار مي‌دهيم، اطلاعاتي هم به او بدهيم تا خودش بداند بهتر است كدام‌ها را انتخاب كند؛ نه اينكه به او دستور بدهيم از كدام‌يک استفاده كند؛

البته مي‌توانيم هنگام دادن تجربيات خود به نوجوان، به او بگوييم كه با چه قيمتي موفق به كسب آن‌ها شده‌ايم. اما حتما به او فرصت مي‌دهيم آن اطلاعات را پردازش كند و با استفاده از تجربیات ما، خودش تصميم‌گيري كند.

به عبارت ديگر، اگر بخواهيم براي دادن اطلاعات، فرمولي ارائه دهيم بايد بگوييم:

« ارائه اطلاعات بدون سوگيري+ فرصت پردازش و حق انتخاب براي طرف مقابل+ صبوري‌كردن+ پذيرش احتمال اينكه طرف مقابل نخواهد مطابق ميل و اطلاعات ما عمل كند.»

ولي در كنترل بيروني، ما از قبل مي‌خواهيم طرف مقابل حتما مطابق ميل ما رفتار كند؛ يعني اين انتظار قبل از دادن اطلاعات در ذهن ما وجود دارد؛ اما وقتي ما با توجه به كنترل دروني با نوجوان حرف مي‌زنيم، از قبل انتظار نداريم مطابق ميل ما رفتار كند.


نوجوان و کنترلگری


نصيحت يا نگراني ؟

اگر به نصيحت‌هايي كه والدين به فرزندان خود مي‌كنند، دقت كنيم، مي‌بينيم كه آن‌ها اغلب مي‌خواهند نگراني‌هاي خود را به آن‌ها منتقل كنند، اما دليل خاصي براي آن ندارند؛ ضمن اينكه ما براي دادن اطلاعات به‌روز و مطابق با پذيرش نوجوان، حتما بايد آگاهي‌هاي خود را به‌روز‌رساني كنيم و از مشكلات، خواسته‌ها و علايق و دنياي فرزندانمان اطلاعاتي داشته باشيم. ولي ما معمولا ازهيچ‌كدام آن‌ها مطلع نيستيم. اين موضوع هم يكي از مهم‌ترين نقطه‌ضعف‌هاي والدين امروز به‌شمار مي‌رود.

در دنياي امروزي، پدر و مادرها اغلب هر دو شاغل هستند و آن‌قدر درگيري‌هاي شغلي دارند كه فرصتي براي گذراندن وقت با فرزندانشان ندارند؛ ضمن اينكه خانواده‌ها هم اغلب «تك‌فرزندي» هستند؛ در‌اين‌صورت جايگزين پدر و مادر و خواهر و برادري كه وجود ندارند، چه چيزي خواهد بود؟ متاسفانه در بسياري موارد مي‌بينيم كه اين جاهاي خالي را حضور در فضاي مجازي پر مي‌كند. حتي خود والدين هم براي پر‌كردن اوقات نوجوان، به‌نوعي شرايط را براي استفاده او از فضاها‌ي مجازي فراهم مي‌كنند، اما بعد از مدتي، خودشان با عواقب و مشكلات آن دست‌به‌گريبان مي‌شوند؛

بنابراين نوجوان را از بودن در فضاهاي مجازي و پرداختن به آن‌ها منع مي‌كنند. ولي جدا‌كردن نوجوانان از اين‌گونه فضاها كار چندان ساده‌اي به نظر نمي‌رسد، چون والدين هم اغلب نه استدلالي براي اين كارخود دارند و نه هيچ‌گونه اطلاعاتي؛ ولي چون شنيده‌اند كه بودن بيش‌از‌حد نوجوانان در فضاهاي مجازي آسيب‌هاي زيادي به همراه دارد، فقط نگران مي‌شوند. حتي اگر نوجوان از والدين خود بپرسد كه علت منع و نگراني آن‌ها چيست، اغلب حتي جواب و استدلال درست، مشخص و قاطعي براي آن ندارند.


فرار به جلو!

خيلي از والدين از ترس خراب‌شدن آينده فرزندانشان به آن‌ها اجازه نمي‌دهند زياد در فضاهاي مجاري باشند، چون نگرانند از كارهاي مهم ديگر خود غافل شوند. در‌صورتي‌كه اين موضوع را در نظر نمي‌گيرند كه امروز ما فرزندان خود را در عصر كامپيوتر و اطلاعات بار مي‌آوريم. حتي مي‌توان گفت يكي از راه‌هاي موفقيت نوجوانان در آينده اين است كه با تكنولوژي آشنايي داشته باشند و بتوانند در اين‌گونه فضاهاي مجازي كار كنند.

ما چه بخواهيم و چه نخواهيم، امروزه زندگي‌مان همراه با تكنولوژي است؛ بنابراين نگراني‌هاي ما در اين‌خصوص براي نوجوانان فايده‌اي نخواهد داشت.‌ ضمن اينكه ما گاهي فراموش مي‌كنيم مقايسه دوران نوجواني ما با دنياي كنوني فرزندان خودمان در‌واقع نوعي «فرار به جلو» به شمار مي‌رود.

آگاه‌نبودن ما از اين فضاها باعث مي‌شود نوجوانان هم بدون داشتن اطلاعات لازم وارد فضاهايي شوند كه آگاهي لازم را نسبت‌به آن ندارند. اما خطر وقتي بيشتر خواهد شد كه نوجوان وارد مراحل جديد و انتخاب‌هاي مهم زندگي خود مي‌شود؛ يعني گاهي انتخاب نادرست يك دوست يا در آينده همسر، مي‌تواند باعث بروز مشكلات بسياري براي فرزندان ما شود.

يعني فرزندان ما با گام‌گذاشتن به هر مرحله جديد از زندگي خود و حتي بچه‌دار‌شدن به‌تدريج وارد فضاهايي مي‌شوند كه اطلاعات لازم را در خصوص آن ندارند. وقتي والدين نسبت‌به دنياي كنوني خود آگاهي لازم را نداشته باشند، نمي‌توانند برخورد درستي با فرزندان خود و نوع علائق، خواسته‌ها و مشكلات آن‌ها داشته باشند. متاسفانه آن‌ها بدون توجه به گذشت و پيشرفت زمان، همان الگويي را در اختيار فرزند خود قرار مي‌دهند كه والدينشان در اختيار آن‌ها قرار داده بودند؛ غافل از اينكه گذشت زمان، شكافي را بين نسل‌ها به‌وجود خواهد آورد كه نمي‌توان از آن غافل شد و آن را ناديده گرفت.






آخرین مطالب


مشاهده ی همه

معرفی محصول از سایت موفقیت


مشاهده ی همه

دیدگاهتان را بنویسید

footer background