menu button
سبد خرید شما
نحوه صحیح برخورد با قانون‌گريزي نوجوانان
یکتا فرهانی  |  1405/03/13  | 
آیا نوجوانان به قانون گذاری در خانواده نیاز دارند ؟

نحوه صحیح برخورد با قانون‌گريزي نوجوانان


قانون‌گريزي نوجوانان چيزي است كه اغلب والدين از آن شاكي هستند و مي‌گويند نوجوانانشان به هيچ قيمتي حاضر نمي‌شوند قوانين حاكم بر خانه را رعايت كنند؛ این نوجوانان با وجود بارها و بارها تذكر‌دادن، باز هم دير به خانه مي‌آيند، ساعت‌ها در اينترنت و فضاهاي مجازي وقت مي‌گذرانند و حاضر نمي‌شوند وقت ‌زيادي را با خانواده بگذارند.


چرا نوجوانان تا اين حد نسبت‌به اجراي قوانين حاكم بر خانواده بي‌اعتنا هستند؟ 

شايد اشكال از وضع قوانين است و شايد در خانواده تعريف درستي از قانون نشده و نوجوانان هم فقط گاهي از روي ترس مجبور به رعايت آن مي‌شوند. در اين صورت چه بايد كرد و چگونه مي‌توان قوانين را به گونه‌اي وضع كرد كه نوجوانان علاقه بيشتري به رعايت آن داشته باشند؟ در اين‌خصوص با دکتر سیدعلی قاسمی، روان‌شناس تربیتی و مربي رسمي بين‌اللملي و عضو هيئت علمي موسسه ويليام گلسر صحبت كرده‌ايم.


فرزندان متوقع!

با توجه به اينكه هر كدام از اعضاي خانواده وظايفي دارند، نوجوانان نيز بايد وظيفه‌اي را بر عهده داشته باشند؛ ولي متاسفانه آن‌ها در بسياري از مواقع توقع دارند فقط والدين به آن‌ها سرويس بدهند و در قبال آن هم چيزي از فرزندان خود نخواهند.

به همين ترتيب توقع دارند در مدرسه هم همان سرويس‌ها را دريافت كنند. متاسفانه والدين فكر مي‌كنند كه پدر و مادر خوب كساني هستند كه دائم در اختیار و گوش‌به‌فرمان فرزندانشان باشند و مراقب باشند که چه در خانه و چه در مدرسه، كسي چيزي به فرزندشان نگويد! چنين بچه‌هايي وقتي وارد اجتماع مي‌شوند، نه حاضرند به قوانين احترام بگذارند و نه از كسي حرف‌شنوي دارند.

اگر مي‌خواهيم فرزندانمان قوانين حاكم بر خانه يا مدرسه را رعايت كنند و به آن احترام بگذارند، بايد از همان ابتدا مفهوم حق و وظيفه را براي آن‌ها جا بيندازيم. اگر بخواهيم فرزندانمان به قانون احترام بگذارند، بايد خودشان هم وظايفي را بر عهده بگيرند و به اين درك برسند كه هر كس در مقابل خدماتي كه مي‌گيرد، متقابلا بايد خدماتي را هم ارائه دهد.

در واقع اگر والدين از فرزندانشان سوال كنند كه تو در قبال كارهايي كه ما انجام مي‌دهيم، در خانه چه كاري می‌توانی انجام ‌دهي، آن‌ها هم بيشتر از وظايف خود آگاه مي‌شوند.




نقش والدين 

وقتي والدين مي‌خواهند فرزنداني داشته باشند كه نه‌تنها قانون‌گريز نباشند، بلكه به وظايف خود نيز به‌خوبي عمل كنند، بايد بدانند كه خودشان در اين‌خصوص نقش خيلي مهمي را بر عهده دارند.

يكي از مهم‌ترين كارهايي كه والدین مي‌توانند انجام دهند، اين است كه به فرزند خود اعلام كنند: « وظيفه تو اين است كه به كاري مشغول باشی!» نوجوان نيز در اين حالت با دو انتخاب روبه‌روست؛ يا شغلش درس‌خواندن است كه بايد آن را به‌نحو‌احسن انجام دهد، يا اگر هم دوست ندارد درس بخواند، بايد كار كند.

متاسفانه اين فرهنگ مدت‌هاست از بين رفته و خيلي افراد فكر مي‌كنند که نبايد بچه‌ها زحمت زيادي بكشند و فقط باید در آسايش و آرامش باشند. بدیهی است که اگر والدين به فرزندشان وظايفي را محول کنند، او نيز بيشتر حس ارزشمندي خواهد كرد؛ يعني وقتي نوجوان متوجه معناي حق و وظيفه بشود، مي‌تواند بفهمد كه خودش هم بايد وظيفه يا شغلي داشته باشد.


تعيين شغل و وظيفه براي نوجوان

والدين بايد تحصيل و درس‌خواندن را شغل و وظيفه اصلي فرزند نوجوان خود بدانند و به او بگويند: «تا زماني كه شغل تو درس‌خواندن باشد، ما هم مايحتاج تو را تامين مي‌كنيم. اما اگر نتواني خوب درس بخواني و در انجام وظيفه خود كوتاهي كني، ما هم به همان نسبت نمي‌توانيم به درخواست‌هاي تو پاسخ مثبت بدهيم.»

والدين بايد به فرزند خود يادآوري كنند خدماتي كه به او مي‌دهند (به غير از مايحتاج اوليه)، متناسب با انجام وظيفه او در شغل اصلي‌اش يعني درس‌خواندن است. وقتي نوجوان اين پيام را دريافت مي‌كند، متوجه مي‌شود قوانيني وجود دارد كه در آن، وظايف هر شخص مشخص شده و حد‌و‌حدود رفتارها نيز در آن معلوم است.

هنگام وضع قوانين هم حتما بايد مشخص شود اگر كسي در انجام وظايف خود كوتاهي كند، چه عواقبي در انتظارش خواهد بود. نكته مهم ديگري هم كه بايد به آن توجه شود، اين است كه قانون بايد با مشاركت فرزندان وضع شده و براي انجام‌نشدن آن هم پيامدي در خور و متناسب با آن درنظر گرفته شود. اگر والدين خودشان به‌تنهايي قانون را تعيين كنند و خودشان هم بخواهند با كنترل‌گري كاري كنند كه نوجوان آن را اجرا كند، «ديكتاتوري» محسوب خواهد شد.


شرايط قانون‌گذاري والدين

مثلا اگر فرزند ما قول مي‌دهد که ترم آينده معدلش كمتر از 18 نمي‌شود، بايد اجازه بدهيم خودش براي رسيدن به چنين نمره‌اي برنامه‌ريزي كند؛ البته اگر خواست، ما هم حتما در اين راه به او كمك مي‌كنيم. ولي اگر معدلش كمتر شد و نتوانست به قولش عمل كند، ما حتما بايد قانوني را كه از قبل به كمك خود او برايش در نظر گرفته‌ايم، اجرایی كنيم.

نكته مهم ديگري كه والدين بايد به آن توجه داشته باشند اين است كه نبايد به« فرايند» درس‌خواندن فرزندان خود كاري داشته باشند و دائم از او بپرسند كه درسش را خوانده يا نه! درواقع چيزي كه آن‌ها بايد از فرزند خود بخواهند، «فرآورده» است نه فرايند؛ يعني به جاي «فرايند‌محور» بودن، بايد «فرآورده‌محور» باشند و براي او همان اول ترم مشخص كنند كه چه پاداش و عواقبي براي خوب درس‌خواندن يا درس‌نخواندن او در انتظارش خواهد بود؛ البته ما در طول ترم مي‌توانيم گاهي يادآوري‌هايي در حد تذكر هم براي فرزندمان داشته باشيم، ولي به‌هيچ‌وجه نبايد بيش‌از‌حد به او خاطر‌نشان كنيم كه بهتر است درس بخواند و ...

ضمنا والدين براي دادن پاداش يا جريمه بايد با همديگر هماهنگ باشند و هيچ‌كدام از آن‌ها هم نبايد وساطت كند و به‌هيچ‌وجه هم نبايد به فرزندشان ارفاق كنند.




سوالات مهم 

بهتر است والدين براي وضع قوانين، سه سوال مهم را از فرزندان خود بپرسند و پس از آن، قانون را بدون هيچ‌گونه فشار و اجباری عملي كنند.

مثلا نوجوان نتوانسته معدلي را كه قول داده، بگيرد و شما هم قرار گذاشته‌ايد كه اگر چنين اتفاقي بيفتد، تبلت يا موبايلش رابه مدت سه ماه از او مي‌گيريد؛ دراين هنگام «سه سوال مهم» مي‌تواند به شما كمك كند تا اقتدار مديريتي خود را حفظ كنيد:

نخستین سوالی که بايد در كمال آرامش و اقتدار از فرزند خود بپرسيد و توجه هم داشته باشيد كه«حتما» خود او پاسخ بدهد، اين است: «عزيزم؛ قانون ما در اين‌خصوص چه بود؟قرار شده بود اگر معدلت كمتر از 18 شد، چه كار كنيم؟»

در اين مواقع، هر چقدر هم بچه‌ها بهانه‌هاي معقول و نامعقول بياورند يا گريه كنند، والدين نبايد هيچ‌گونه توجهي به اين‌گونه رفتارها داشته باشند. توجه داشته باشيد تا زماني كه نوجوان پاسخ سوال اول را نداده، سراغ سوال دوم نروید؛ چون بچه‌ها به‌طور هوشمندانه‌اي از پاسخ‌گفتن طفره مي‌روند و با گريه و بهانه خود را توجيه مي‌كنند. در اين هنگام با آرامش و اقتدار بايد به او بگوييد که «فقط بگو قانون ما چه بود؟»

زماني كه او جواب داد، سوال دوم را مطرح كنيد: «الان تو چه كار كردي و چه نتيجه‌اي گرفتي؟»وقتي نوجوان بعد از بارها طفره‌رفتن، عاقبت جواب داد، سوال سوم را از او بپرسید: «پس حالا بايد چه كار كنيم؟»؛ يعني ما بايد به قانون احترام بگذاريم و تو بايد قانون را اجرا كني و ما هم بر كار تو و حسن اجراي قانون نظارت مي‌كنيم.

اين سه سوال مهم در هر ارتباطي معجزه مي‌كند؛ حتي وقتي يك مدير هم از كارمند متخلف خود اين سه سوال را بكند، ديگر نيازي به هيچ‌گونه زورگويي نيست و هر رابطه‌اي، نتيجه بسيار خوبي مي‌دهد؛ البته به اين شرط كه با اقتدار به قانون احترام گذاشته شده و قانون وضع‌شده اجرا شود.


اقتداريا هرج‌و‌مرج ؟

«اقتدار» يعني نظم و قانون همراه با اجراي محبت‌آميز؛ اگر اجراي محبت‌آميز همراه قانون نباشد، تبديل به ديكتاتوري مي‌شود و اگر هم نظم و قانون را از آن برداريم و فقط رفتار محبت‌آميز باقي بماند، نتیجه «هرج‌و‌مرج» است.


آخرین مطالب


مشاهده ی همه

معرفی محصول از سایت موفقیت


مشاهده ی همه

دیدگاهتان را بنویسید

footer background