menu button
سبد خرید شما
چطور با بحران‌ هویت در فرزند نوجوانمان روبه‌رو شويم؟
یکتا فرهانی  |  1405/02/28  | 
بازيابي هويت در نوجوانان

چطور با بحران‌ هویت در فرزند نوجوانمان روبه‌رو شويم؟


همه افراد براي برقراري ارتباط موفق در هر سطحي با ديگران ناگزير هستند ابتدا خودشان را به‌خوبي بشناسند؛ اين شناسايي نيز حتما با بازيابي و شناخت هويت هر فرد حاصل مي‌شود. نوجواني مرحله‌اي از زندگي است كه افراد بيش از هر زمان ديگري نياز به شناخت هويت خود دارند و والدين و نوع نگاهشان به رفتارهاي نوجوان و چگونگي رفتارهاي او كمك زيادي به اين شناسايي هويت خواهد كرد. اما چگونه مي‌توان نوجوان را كمك كرد و چه رفتارهايي مي‌تواند براي او بهتر يا بدتر باشد؛ در اين‌خصوص با دکتر سید علی قاسمی، روان‌شناس تربیتی و مربي رسمي بين‌اللملي و عضو هيئت علمي موسسه ويليام گلسر صحبت كرده‌ايم.


انواع هويت

«هويت» يعني تشخيص تمايزات و تشابهات خود شخص با ديگران؛ اينكه هر كس متوجه شود چه بخش‌هايي از وجود و اخلاق او شبيه ديگران است. هويت دو محور اصلي دارد که اولين محور آن شناخت است؛ به اين معنا كه فرد بداند كيست، چه ارزش‌ها و باورهايي در خانواده دارد، در چه جامعه‌اي زندگي مي‌كند، ارزش‌هاي آن جامعه چيست و اهداف خود او به چه صورت است.

دومين محورهم تعهد و التزام نسبت‌به شناخت است؛ يعني اينكه بفهميم مي‌خواهيم چه ارزشي را در زندگي انتخاب كنيم و نسبت به آن ارزش متعهدانه عمل كنيم. مثلا وقتي متوجه مي‌شويم صداقت ارزش خوبي است، تصميم مي‌گيريم آن را انتخاب كنيم و انسان صادقي باشيم؛ بنابراين بر اساس اين دو محور ما چهار نوع هويت داريم. بعضي نوجوانان شناخت كمي از خود و دنياي اطرافشان دارند، اما به‌خاطر فشار اطرافيان و جامعه، خيلي زود به يك التزام يا تعهد كور‌كورانه مي‌رسند و همين موضوع باعث مي‌شود با شناخت و آگاهي كم و سطحي، تعهد بالايي داشته باشند؛ چون به آن‌ها فرصتي براي شناخت خودشان داده نشده است.

بسياري از خانواده‌هايي كه رفتارهاي مستبدانه دارند، با‌ورهاي خودشان را به فرزندانشان تحميل مي‌كنند و اجازه نمي‌دهند آن‌ها باورهاي متفاوتي داشته باشند؛ پس مي‌توان گفت شناخت و آگاهي اندك همراه با پايبندي و التزام بالا، «تعصب» ناميده مي‌شود.


هويت «زود‌رس»

بعضي نوجوانان با هويتي ناشي از تعصب پا به دوران بزرگسالي مي‌گذارند. به چنين هويتي، هويت «زود‌رس» يا «پيش‌رس» گفته مي‌شود؛ يعني قبل از اينكه نوجوان فرصت داشته باشد شناخت خوبي از دنيا پيدا كند، يك خط و مسير را شروع مي‌كند و فقط همان را ادامه مي‌دهد. باور او هم فقط همين است كه چون خودش تشخيص مي‌دهد، راهش درست است و اصلا حاضر نيست به چيزي غير از آن فكر كند.

يكي از نگراني‌هاي والدين هم اين است كه چنين افرادي در بزرگسالي به‌راحتي مي‌توانند ملعبه دست ديگران باشند؛ زيرا انتقاد‌پذير نيستند و به نظرشان هر كسي هم كه مانند آن‌ها فكر نكند، گمراه است و هنوز نتوانسته راه درست را پيدا كند.

شناخت عده‌اي ديگر هم خيلي كم است، اما التزام و پايبندي‌شان زياد نيست؛ يعني چون نتوانستند خيلي سوال و جواب كنند، به نتيجه درستي هم نرسيده‌اند. ضمنا به هيچ‌كدام از شيوه‌ها و رويه‌هاي مختلفي كه در اطرافشان وجود دارد نيز التزامي پيدا نمي‌كنند؛ بنابراين به هيچ كدام از ارزش‌ها، باورها يا خط‌مشي‌هاي زندگي نيز باور ندارند و به آن‌ها پايبند نيستند.



هويت «سرگردان»

بعضي افراد هم مدام از اين شاخه به شاخه‌اي ديگر در نوسان هستند و نظرشان تغيير مي‌كند؛ بنابراين سست‌بنيان هستند و نمي‌توان روي حرفشان حساب كرد؛ به همين دليل هم نمي‌توانند پيشرفت كنند. به اين نوع هويت‌ها، «هويت سرگردان» گفته مي‌شود. اگر از اين افراد در مورد آينده سوال شود، خودشان هم چیزی نمي‌دانند و حتي در بزرگسالي هم نمي‌توانند شغل ثابتي داشته باشند. اين افراد اغلب مستعد ابتلا به افسردگي هستند؛ زيرا زندگي اين افراد محوريتي ندارد و اغلب چيزي نمي‌تواند آن‌ها را راضي نگه دارد و انگيزه‌اي براي انجام كارها ندارند و به‌نوعي پوچي رسيده‌اند.


هويت «آشفته»

بعضي نوجوانان نيز به شناخت بالايي مي‌رسند؛ يعني از ارزش‌ها و اصول و باورهاي مختلف، آگاهي خوبي به دست مي‌آورند، اما تعهد يا التزام آن‌ها نسبتا پايين است. اين‌گونه افراد مانند افراد شكاك، دائم دنبال مطالعه و جست‌و‌جو و رصد‌كردن هستند. آن‌ها فكر مي‌كنند زندگي آن‌قدر پيچيده است كه فعلا وقت مسير‌يابي نيست و بايد مكاتب و نظريات مختلف را دنبال كنند؛ اما به هيچ‌كدام از آن‌ها التزام عملي پيدا نمي‌كنند.

اين‌گونه اشخاص تبديل به افرادي مي‌شوند كه به نظر فلسفي‌مآب مي‌رسند و دانش و آگاهي زيادي هم دارند، ولي در عمل، افراد سرگرداني هستند، چون نمي‌توانند در مسير مشخصي پيشرفت كنند. اين دسته از نوجوانان «هويت آشفته»‌اي دارند، زيرا هر چقدر بيشتر اطلاعات كسب مي‌كنند، بيشتر به آشفتگي خود دامن مي‌زنند نه به پيشرفتشان؛ همين موضوع هم آن‌ها را گيج و آشفته مي‌كند.


هويت «منسجم» يا «موفق»

عده ديگري از افراد، شناخت و آگاهي بالايي دارند و در كنار آن، التزام زيادي هم نسبت به دانسته‌ها و شناخت خود پيدا مي‌كنند؛ يعني عقايد مختلف را بررسي کرده و بهترين را انتخاب مي‌كنند و نسبت به آن، التزام و تعهد لازم را هم دارند. اين هويت افرادي است كه هويتي «موفق» و «منسجم» دارند. اين دسته افراد بعد از پيگيري كامل ارزش‌ها و باورهاي مختلف و با توجه به آگاهي خود،‌ باور و ارزش صحيح را براي خود انتخاب كرده‌اند؛ پس اين افراد از بيشترين ميزان سلامت روان برخوردار بوده، خوش‌بين هستند و مي‌توانند بر ديگران هم تاثير‌گذار باشند.



چگونگي كسب هويت موفق 

لازمه اينكه نوجوان به سمت «هويت موفق» و «منسجم» گام بردارد، اين است كه «فرصت» داشته باشد تا شناخت درستي به دست بياورد؛ نه‌اينكه والدين از قبل عقايد خود را به او تحميل كنند.

در اين هنگام والدين بايد در كنار نوجوان باشند و اين فرصت را به او بدهند كه خودش بتواند باورها، ديدگاه‌ها، ارزش‌ها و اصول مختلف را ببيند و شناسايي كند. والدين بايد نوجوان را كمك كنند كه در هر زمينه‌اي با آگاهي و استوار گام بردارد؛ نه كور‌كورانه و صرفا دنباله‌روي نظر ديگران. پدر و مادراني كه از اين شناخت و آگاهي حمايت مي‌كنند و آزادي لازم را به فرزند‌شان مي‌دهند تا هويت منسجم و موفقي كسب كند، در آينده مي‌توانند شاهد موفقيت نوجوان خود باشند.


هراس از سوالات و كنجكاوي نوجوان 

البته اغلب اين اتفاق نمي‌افتد؛ زيرا نوجوانان تحت آموزش‌هاي خاص قرار مي‌گيرند و به سوالات كليدي آن‌ها پاسخ داده نمي‌شود؛ مثلا وقتي بچه‌ها از دوره دبستان خارج شده و كم‌كم وارد مرحله نوجواني مي‌شوند، اغلب اين سوال برايشان پيش مي‌آيد كه اصلا براي چه بايد اين درس‌ها را بخوانند و اين‌ها در آينده چه ارزشي برايشان دارد. 

والدين با شنيدن اين سوال‌ها مي‌ترسند و نگران مي‌شوند كه نكند فرزندشان به درسش اهميت ندهد و نتواند در آينده فرد موفقي شود؛ پس تنها پاسخ اغلب والدين به چنين سوالاتي اين است كه «همه قبل از تو درس خوانده‌اند و تو هم بايد بدون هيچ اعتراضي، فقط درس بخواني و اين تنها راه داشتن زندگي موفق است.»


والدين نگران 

به اين ترتيب نوجواناني كه سطح هوش بالاتري دارند و مي‌خواهند عرض‌اندامي بكنند و نظري بدهند، فورا سركوب مي‌شوند و والدين هم اغلب استرس و اضطراب زيادي را تجربه مي‌كنند. جالب اينجاست که اغلب والدين، خودشان هم جواب درستي براي سوالات فرزندانشان ندارند و مي‌دانند بعد از تمام‌شدن دوران تحصيل، آن‌ها لزوما افراد موفقي نخواهند بود و حتما هم خوشبخت نخواهند شد.

بسياري از پدر و مادرها هم بعد از اتمام تحصيلاتشان احساس مي‌كنند موفق نبوده‌اند، ولي مي‌خواهند فرزندانشان هم حتما همين راه را بروند؛ بنابراين به نوجوانان فرصت داده نمي‌شود تا نظر خودشان را بيان كنند، زيرا به گزينه ديگري فكر نكرده‌اند. اما اگر والدين فرصتي به نوجوان بدهند كه خودش با توجه به علايق خود براي آينده‌اش تصميم بگيرد و در اين راه هم به او كمك كنند تا از تجارب افراد مختلف كمك بگيرد، قطعا مي‌تواند با شناخت و آگاهي بيشتر، درست تصميم بگيرد. در واقع والدين بايد به فرزندشان كمك كنند تا آن‌گونه كه مي‌خواهد تصميم بگيرد، نه مطابق ميل و سليقه خودشان.

متاسفانه والدين هميشه نگرانند نكند عقايد نوجوان از هر لحاظ با آن‌ها هماهنگ و همسو نباشد؛ غافل از اينكه فرزندشان شخصيتي مجزاست كه حق دارد به شيوه‌اي متفاوت با والدين خود زندگي كند.




آخرین مطالب


مشاهده ی همه

معرفی محصول از سایت موفقیت


مشاهده ی همه

دیدگاهتان را بنویسید

footer background