menu button
سبد خرید شما
چرا اشتباهاتمان را توجیه می‌کنیم؟
موفقیت  |  1404/11/22  | 
در دوراهی تحجر و انعطاف باید دست به انتخاب زد!

چرا اشتباهاتمان را توجیه می‌کنیم؟


سال­ها پيش زمانی كه بيماری كزاز شيوع پيدا كرد، مردمان قبيله‌­اي به واسطه‌­ي خرابي دندان كودكان قوم، شش دندان از بالا و دو دندان از پايين آن­ها را مي­‌كشيدند. مدت­ها اين رسم مقتدرانه و مصرانه اجرا مي­‌شد، حتي زماني كه دیگر از بيماري واگيردار خبري نبود. وقتی هم كه از مردم شهر در مورد چرايي اين مسئله سؤال مي­‌شد، آن­ها پاسخ­‌هايي مي‌­دادند كه صرفا خودشان را قانع مي­‌كرد و از نظر خودشان معتبر و پذيرا بود. آن­ها معتقد بودند اين عمل افراد قبيله را زيباتر نشان مي‌­دهد.


توجيه اشتباهات ريشه در ذهن انسان دارد؛ درست است كه شايد در خفا لبخندي حاكی از غیرقابل‌پذیرش بودن توجیهمان بزنيم، اما ذهن فرصت زيادي براي ادامه به ما نخواهد داد و بلافاصله تصاويري را پخش مي­‌کند كه آن را زودتر باور كنيم چرا كه معتقد است بايد وظيفه‌­ي حفاظت از ما را به‌خوبی انجام دهد. واقعیت این است که حافظه‌­ي انسان، قصه‌گوی بی‌نظیری است­؛ در گذشته حافظه را به یک لوح مومي تشبيه مي‌­كردند و بعد از گسترش صنعت چاپ، آن را همچون كتابي مي­‌پنداشتند كه همه­‎‌ي اطلاعات را ثبت و ضبط مي­‌كند، غافل از اينكه موريانه­‌هاي فراموشي و غرض‌­ورزي، در نهایت صفحات اين كتاب را از بين خواهند برد. امروز اما به‌یادآوردن يك خاطره در حافظه، بیشتر به ساخت يك فيلم شباهت دارد؛ اينكه در هر سكانس ما قادريم محتوا را كم و يا زياد كنيم.

حافظه هرگز هرآنچه را كه دريافت مي­‌كند بی‌کم‌وکاست در اختيار ما نخواهد گذاشت بلكه با تغييراتي، تصاوير جديدي را ارائه خواهد كرد؛ به طور مثال ما در شروع يك زندگي مشترك، زيبايي­‌هاي شرايط و تناسب آن با خودمان را به غلیظ‌‌‌ترین شكل ممكن درك مي­‌كنيم و در زمان ترك موقعيت و ازدست‌رفتن همان رابطه، خاطرات تلخ ذهنمان را پر خواهد كرد.

به لحظات بازگويي خاطرات دقت کرده‌اید؟ آن تصاوير حتي لحن دارند؛ مثلا وقتي مي­‌خواهيم وقايع روز قبل را كه بسيار پرتنش هم بوده است گزارش كنيم، عبارات فردي كه با كلام يا عملش به ما آسيب رسانده است را متفاوت ادا مي­‌كنيم و وقتي نوبت به خودمان مي­‌رسد، تن صدا و لحن­مان بسيار پخته‌­تر و باطمأنینه ­تر بيان مي­‌شود در حالی که ممكن است در واقعيت اين الفاظ آن‌چنان ادا نشده باشند. متعجب خواهيم شد زماني كه بشنويم القاي خاطرات امکان‌پذیر است حتي خاطرات و تجربياتي كه هرگز اتفاق نيفتاده‌­اند، چرا كه ذهن همه­‌ي دست‌وپای خود را خواهد زد تا ما بالاخره بتوانیم بپذيريم که آدم خوب داستانيم.

طي تحقيقات صورت‌گرفته از جامعه­‌ي آماري قابل‌توجهی، زماني كه پرسشگر خاطره­‌ي فرضي انجام آزمايش خون‌­گيري در دوران مهدکودک را بيان كرده است، بسياري از افراد اذعان داشته‌­اند كه اين خاطره را به ياد دارند درصورتی‌که هرگز چنين آزمايشي به طور حقيقي صورت نگرفته بود و اين نشان می‌­دهد که افكار ما پيوسته در حال زاييده شدن هستند و ما نيز در پي پذيرفتن آن­ها هستيم.

گويي در هراس آنيم كه توسط ذهن حمايت نشويم پس بی‌چون‌وچرا در پس هر تصوير، پاسخ مثبتمان را روانه خواهيم كرد كه «بله، من تو را می‌شناسم»، «من تو را ديده‌­ام» و «هرآنچه كه تو تأیید كني من نيز پذيرا مي‌­شوم». توجيه­‌گري خويشتن دقيقا در همين نقطه متولد مي­‌شود.

یکی از ریشه‌­های اصلی توجیه­‌گری، وجود تعصب بیش از حد نسبت به گفتار و عملکرد خویش است.


تعصب


مدت­ها پيش تمريني را انجام مي‌­دادم كه در آن باید مترادف كلمات را پيدا می‌کردم؛ وقتي به كلمه­‌ي «تعصب» رسيدم با واژگانی مثل ايستایی و تشبيهاتي از جمله مجسمه، یخ‌بندان، ديوار، مانع، خواب و مرداب روبه‌­رو شدم! مي‌­بينيد؟ حتي در ادبيات و علم هم تركيب حروف هم طبعِ تعصب، سرد و بی­روح هستند. تعصب يعني سوگيري شدید، يعني جهان‌­بيني من برتر از همگان است و ديگري به نقطه‌­اي كه من دست پيدا كرده­‌ام، نرسيده يا هرگز نمی‌­تواند برسد. تعصب، شمشيری دو لبه است كه هم به خود فرد متعصب و هم به‌طرف مقابل آسيب جدي وارد خواهد كرد.

به نظر مي‌­رسد مفهوم اين واژه در زندگي واقعي­مان ملموس‌­تر است؛ تصور كنيد خانم و آقايي در زندگي مشترك خود علی‌رغم علاقه‌­ي بسيار زيادي كه نسبت به هم داشتند، به دليل اختلافات گاه‌وبی‌گاه، تصميم به فاصله­‌گیری از هم مي­‌گيرند. باتوجه‌ به بررسي عملكرد ذهن، مي­‌بينيم كه هرکدام به دنبال اثبات خود و به‌نوعی توجيه حق‌به‌جانب بودن خود هستند. درست در جايي كه يك دعوا و بحث منصفانه مي‌­تواند به دوام زندگي­شان كمك كند، انتخابشان خود را پررنگ‌تر ديدن است. در اين ماجرا هرکدام از طرفين دژي از توجيهات به بلنداي عمر زندگي مشترکشان ساخته‌­اند كه حالا باور نمي­‌كنند ممکن است پادشاه آن عمارت نباشند.

سوگيري، مهم‌ترین قاتل روابط عاطفي است چرا كه در چنین شرایطی، افراد اصلا نمي­‌دانند كه نياز به تغيير دارند. به نقل از جناب سعدي كه می‌فرمایند:

چو مي­‌توان به صبوري كشيد جور عدو           چرا صبور نباشم و جور يار كشم؟


حتی دعوای منصفانه هم فقط در جايي می‌­تواند رخ دهد كه پيش از آن تعصب از آنجا رخت بسته باشد. تعصب دو انگشت است در هر دو گوش­ و تلاش براي تغيير يك متعصب افراطي مثل تاباندن نور به مردمك چشم است؛ همان­طور كه مردمك در مواجهه با نور مستقيم جمع مي‌­شود، فرد متعصب هم در برابر نور پذيرش، خواهان اين است كه به تضاد و ناهماهنگي نرسد.

دانستن فلسفه و ریشه‌­های اصلی تعصب به ما كمك خواهد كرد تا هشيارانه در دوراهي تحجر و انعطاف دست به انتخاب بزنيم و مهم­تر از همه اینکه در مواجهه با اين شرايط بدانيم که راه گذر از اين مرداب، گلاويز شدن و دست‌وپازدن حتي هدفمند و آگاهانه با آن نيست بلكه بايد به‌جای قطره‌قطره آب‌شدن مسير، همواره گذر از اراضي امن را برگزينيم.

دانش در هر زمينه‌­اي ابزاري طلايي است در دستان ما، چراكه به واسطه­‌ي آن، سنجش اوضاع‌واحوال برايمان آسان خواهد شد و تصميمات درست‌تر، ميوه­‌ي صبر و استمرار در علم­‌آموزي است، به اين منظور كه فرصتي شود تا بيشتر به درون خودمان نظر كنيم و بپرسیم در چه موقعيت‌­هايي و نسبت به چه افرادي تعصب بيشتري داريم؟

اين تعصب ناشي از اراده‌­ي شخصي ماست يا بازي ذهنمان؟

جهان پر از صداهاي شنيدني و كتاب­‌هاي خواندني و مناظر ديدني و انسان­هاي دوست‌داشتنی است، مگر براي آنان كه در چاه تعصب افتاده‌­اند.


زهرا ذاکر / نویسنده

آخرین مطالب


مشاهده ی همه

معرفی محصول از سایت موفقیت


مشاهده ی همه

دیدگاهتان را بنویسید

footer background