هر روز از ساعت ۹ تا ۵ بعد از ظهر

post title

نظم: کلید موفقیت

موفقیت 1401/11/03 ۶ دقیقه مطالعه

دوستی می‌گفت: «از کودکی آرزوهای دورودرازی در سر داشتم؛ از یادگرفتن چندین زبان خارجی و تحصیل در رشته‌ مورد علاقه‌ام بگیر، تا به راه‌انداختن کسب‌وکار و خرید خودرو و خانه‌ دلخواه و پیشرفت و موفقیت در چند رشته‌ ورزشی و ... . اما حالا در دهه‌ سوم زندگی، می‌بینم هنوز به هیچ‌کدام از آرزوهایم دست نیافته‌ام. گذشته‌ام را که مرور کردم تا علت را پیدا کنم. هیچ‌چیز و هیچ‌کس را مقصر ندیدم جز خودم را. آرزوهای زیادی داشته‌ام اما برای رسیدن به آن‌ها کار و تلاش کافی نکرده‌ام. اشکال در کجا بوده ‌است؟ سستی اراده. تنها کاری که از اول تا آخر دنبال کرده بودم، آن هم به اجبار خانواده و اجتماع، تحصیلاتم از دوره‌ ابتدایی تا پایان دوره‌ متوسطه بوده است. باقی کارها، هرکدام را که شروع کرده‌ بودم، بی‌آنکه با جدیت دنبالش کنم، نیمه‌کاره رها کردم و از شاخه‌ای به شاخه‌ دیگر پریدم. یک هدفم را که دنبال می‌کردم، توان این را نداشتم که هدف‌های دیگرم را هم دنبال کنم. شروع یکی، مانع ادامه‌ دیگری می‌شد. با چنین رَویه‌ای، طبیعی بود اگر خیلی زود، دلزده و دلسرد هم می‌شدم. سخت بود به خودم اعتراف کنم که عامل اصلی شکست‌هایم خودم بوده‌ام و اراده‌ ضعیفم. در جست‌وجوی راهی برای تقویت اراده، به هر دری زدم. خواندن کتاب و مجله و مقاله، گفت‌و‌گو و مشورت با دوستان و آشنایان و بستگانی که ازنظر خودم افرادی موفق بودند و ... دست آخر به کلمه‌ا‌ی کلیدی رسیدم: نظم؛ چیزی که هرگز در زندگی‌ام نداشته‌ام. این، بی‌نظمی‌ام بود که باعث می‌شد کارهایم با همدیگر تداخل پیدا کنند و درنتیجه باعث سردرگمی‌ام بشوند. نهایتش هم اینکه کنار گذاشته شوند. حالا بعد از این همه سال، انگار دریچه‌ تازه‌ای به رویم باز شده‌است: برای رسیدن به هدف‌، باید نظم را سرلوحه‌ زندگی‌ام کنم».

 

گرچه برای تقویت اراده، می‌توان به عوامل دیگری هم اشاره کرد، اما به نظر می‌رسد داشتن نظم، یکی از مهم‌ترین عواملِ تقویت اراده در جهت دست‌یابی به هدف‌هاست. در این روزهای پایانی سال، بیشترمان، اگر نگوییم همه‌مان، توده‌ عظیمی از کارهای انجام نشده‌ کوچک و بزرگ در سال کهنه را همچون کوله‌باری سنگین، همچنان بر دوش می‌کشیم. فکرشان، ذهنمان را می‌آزارد، و جسممان را خسته‌ و خسته‌تر می‌کند، بی‌آنکه هنوز توانسته باشیم کاری برای به انجام رساندنشان بکنیم. می‌خواهیم همراه با هم راه‌کارهایی بیابیم برای وارد‌کردن نظم به زندگی‌مان؛ نظم، در هر زمینه‌ای.

گام اول:

دست از کمال‌طلبی برداریم. رسیدن به قله‌ کوه، با برداشتن گام‌های کوچک شروع می‌شود. می‌گویند سنگ بزرگ نشانه‌ نزدن است. اگر منتظر شنبه‌ای هستیم که از راه برسد تا دیگر بی‌نظم نباشیم و همه‌ کارهایمان را از روی برنامه و ترتیب انجام بدهیم، آن شنبه هرگز از راه نخواهد رسید. وقتی کار را در چشممان بسیار بزرگ می‌کنیم، به همان اندازه هم دست‌نیافتنی می‌شود. باید ایجاد نظم را از چیزهای جزئی شروع کرد.

گام دوم:

همه هدف‌هایمان را در ذهنمان نگه ‌نداریم و آن‌ها را بنویسم؛ یا روی کاغذ و به روش سنتی‌تر، یا با استفاده از فناوری روزِ تلفن همراه و رایانه و ... . اگر هدف‌ها و برنامه‌هایمان را جایی یادداشت نکنیم، یا فراموش می‌شوند، یا مخدوش، یا مغشوش. و دست‌آخر هم آش همان آش خواهد ماند و کاسه همان کاسه. هدف‌های بسیاری، همچنان به شکل آرزو در ذهنمان باقی می‌مانند و هیچ‌کدام جامه‌ عمل نمی‌پوشند.

گام سوم:

دسته‌بندی برنامه‌ها یا هدف‌های یادداشت شده. در این مرحله هم، هنوز وارد عمل نشده‌ایم، بلکه فقط در حال ساماندهی به برنامه‌ها و هدف‌هایمان هستیم. می‌توانیم هر یک یا چند صفحه از یک دفتر را به یک عنوان کلی اختصاص بدهیم و سپس هدف‌هایمان، از کوچک و بزرگ، را در زیر عنوان‌های کلی، دسته‌بندی کنیم. مثال‌هایی که در ادامه، برای هر عنوانِ کلی آورده‌شده، فقط به‌منظور ایده‌گرفتن هستند. هریک از ما می‌توانیم ده‌ها و صدها مثال متناسب با شرایط زندگی خود پیدا کنیم:

 . آموزش‌وپرورش: آموختن یک زبان خارجی، یادگرفتن اصول آداب معاشرت.

. خانواده: اختصاص‌دادن وقت برای تک‌تک افراد خانواده‌ درجه‌ یک با هدف ایجاد همدلی و صفا و صمیمیت، معاشرت و رسیدگی به بستگان، در حد توان و به ترتیب اولویت ایشان. صله‌‌رحم، وظیفه‌ است.

. دوستان/ آشنایان/ همکاران: شرکت در مجالس و گردهمایی‌هایی دوستان، همکاران و ... در معاشرت با دیگران است که می‌توانیم خود را بهتر بشناسیم، به نقاط قوت و ضعف‌مان بیشتر پی ببریم، و انگیزه‌ای برای اصلاح و به‌سازی خود بیابیم.

. فعالیت‌های اجتماعی: شرکت در انجمن‌های خیریه، ارائه‌ مقاله یا سخنرانی در همایش‌های علمی مرتبط با حرفه و تخصصمان. باید در اجتماع، فعال و کوشا و مفید باشیم.

. امور مالی: تقسیم‌بندی مخارج ماهانه، رسیدگی به امور بازپرداخت وام‌ها، پس‌انداز، تهیه‌ فهرست خرید (خریدهای بلند‌مدت، کوتاه‌مدت، هفتگی و روزانه) و تا حد توان، پرهیز از قرض‌‎کردن.

. رسیدگی به جسم: بهداشت فردی، تغذیه، ورزش. عقل سالم، در بدن سالم است.

. به‌سازیِ روان: تفریحات سالم، مسافرت، سینما و تئاتر، شعر، ادبیات‌، موسیقی. روان هم مانند جسم، به رسیدگی نیاز دارد.

. نظم و نظافت محل کار یا زندگی: نظافت سطحی/ عمقیِ محل کار یا زندگی، حذف‌کردن وسایلی که در شش ماهِ گذشته، یک‌بار هم از آن‌ها استفاده نکرده‌ایم.

. تعمیرات/ اصلاحات: اعم از هر موردی که نیاز به بنایی، نقاشی، خیاطی، نجاری ... دارد.

...

گام چهارم:

تهیه‌ فهرست روزانه، هفتگی و ماهانه، با استفاده از آنچه در زیرِ عنوان‌های فهرست طبقه‌بندی‌شده در گام سوم، برای خودمان یادداشت کرده‌ایم. بعضی از کارها به‌طورمنظم و هفتگی، در روز خاصی انجام و تکرار می‌شوند. برخی کارها را از هم‌اکنون می‌توان برای روزی در هفته یا ماه بعد برنامه‌ریزی کرد (مانند وقت‌های پزشکی و دندان‌پزشکی و وقت جلسه‌ مدرسه‌ فرزندان).

گام پنجم:

عمل به برنامه‌ریزی‌های روزانه، هفتگی، یا ماهانه، بر حسب اولویت‌هایشان و با رعایت تعادل (نه افراط و نه تفریط).

 

برای دو هفته‌ آینده، بیایید همراه هم، با در ذهن داشتن پنج گام بالا، به نکات کاربردی زیر عمل کنیم تا نظم، به‌آرامی وارد زندگی‌مان شود:

. برای هر روز، از شبِ قبل برنامه‌ریزی کنم.

. با خودم قرار بگذارم که دست‌کم سه مورد از برنامه‌ریزی‌های روزانه را حتما به انجام برسانم (به‌منظور تقویت اراده).

. هر روز اول صبح، تخت‌خواب یا رخت‌خوابم را مرتب کنم ( به این ترتیب از همان آغاز روز، به مغزمان پیام نظم و ترتیب می‌فرستیم).

. وقت خودم را صرف انجام‌دادن کار بیهوده نکنم (کاری که هیچ خیر یا فایده‌ دنیایی یا اخروی از آن حاصل نمی‌شود).

. کار امروز را به فردا نیندازم.

. واژه‌ «فعلا» را دست‌کم سه‌بار در طول روز، از برنامه‌هایم کنار بگذارم.

. روزی دست‌کم یک‌بار، کاری را درست سر ساعت مقررِ آن انجام بدهم.

. قبل از خریدنِ هر چیزی، از خودم بپرسم: آیا آن را واقعا لازم دارم؟ آیا بدون آن هم زندگیم به روال طبیعی خود ادامه خواهد یافت؟ بخرم یا نخرم؟

. برای سه وسیله‌‌ام (تلفن همراه، عینک، کیف پول، دسته‌کلید، ...) جای خاصی در نظر بگیرم و هر بار که از آن‌ها استفاده می‌کنم، دوباره سرجایشان بگذارمشان.

. شب‌ها بعد از ساعت ده، هرگونه ارتباط با فناوری (رایانه، اینترنت، تلفن همراه، شبکه‌های اجتماعی، تلفن ثابت، ...) ممنوع! فقط یک لامپ ساده، آن هم برای کتاب خواندن. نه بیشتر از یک ساعت.

. از تجربیات کسی از آشنایان یا نزدیکان که به منظم‌بودن شناخته‌شده است، به‌عنوان مشاور خود در امر نظم و ترتیب، بهره ببرم.

 

آخرین نظرات کاربران

نظرات شما

خوشحال میشویم نظراتان را با ما به اشتراک بزارید

فاضل

فاضل

1401/11/10

خیلی خوب بود.سپاس+