menu button
سبد خرید شما
تحلیل روان‌شناختی فیلم "باشو غریبه کوچک"
موفقیت  |  1404/10/13  | 
از ترومای جنگ تا آغوش امن تعلق

تحلیل روان‌شناختی فیلم "باشو غریبه کوچک"


فیلم «باشو، غریبهٔ کوچک» از منظر روان‌شناختی، روایتِ مواجهه‌ی یک کودکِ آسیب‌دیده با جهانِ پس از فقدان و جنگ است. باشو، که از دلِ ویرانی و ترومای جنگ جدا شده، حاملِ اضطراب، ترس و گسستِ عاطفی است؛ کودکی که زبان، مکان و احساسِ امنیت را هم‌زمان از دست داده است. سکوت‌ها، کابوس‌ها و رفتارهای تدافعی او نشانه‌های آشکارِ روانِ زخمی‌اند؛ روانی که هنوز در حالِ سوگواری است و جهان را ناامن می‌بیند. در برابرِ این روانِ گسسته، نایی نمادِ «مراقبتِ ترمیم‌گر» است؛ مادری که بدون نیاز به هم‌زبانیِ کلامی، با پذیرش، ثبات و همدلی، زمینه‌ی بازسازیِ روانِ کودک را فراهم می‌کند. رابطه‌ی نایی و باشو نشان می‌دهد که احساسِ تعلق و امنیت، پیش از زبان و فرهنگ شکل می‌گیرد. بیضایی در این فیلم، فرآیندِ شفای روان را نه با حذفِ رنج، بلکه با به‌رسمیت‌شناختنِ آن و ایجادِ پیوندی انسانی ترسیم می‌کند؛ پیوندی که «غریبه» را آرام‌آرام به «خودی» بدل می‌سازد. فیلم "باشو غریبه کوچک" به کارگردانی بهرام بیضایی، اثری نمادین و انسانی است که موضوعات مهمی مانند ازخودبیگانگی، ترس، پذیرش، همبستگی و تأثیرات جنگ بر روان انسان‌ها، به‌ویژه کودکان را بررسی می‌کند.


کارگردان: بهرام بیضائی

بازیگران:

 سوسن تسلیمی

عدنان عفراویان

پرویز پورحسینی

فرّخ‌لقا هوشمند

اکبر دودکار

رضا هوشمند

ساخت : ایران -۱۳۶۷


خلاصه‌ی فیلم "باشو غریبه کوچک" 

در جریانِ جنگ ایران و عراق پسرکی به نامِ باشو ، که ویرانیِ خانه و خانواده‌اش را در بمباران به چشم دیده، خود را پشتِ یک باری می‌اندازد و خوابش می‌برد و هنگامی که چشم می‌گشاید به مکانی جنگلی در شمال ایران رسیده است. از ترسِ انفجارهای عملیاتِ راه‌سازی می‌گریزد و در آن سوی بیشه به شالیزارِ زنی به نامِ نایی می‌رسد که با دو فرزندِ خردسال و در غیابِ شوهرش زندگی و کار می‌کند.

نایی به باشو نان و آب می‌دهد و می‌کوشد بداند کیست و زبانش را بفهمد. امّا زبانِ پسرک برای او قابلِ فهم نیست؛ همچنان که باشو هم نمی‌تواند زبانِ محلّیِ او را دریابد.

باشو در عوضِ محبت‌های نایی می‌کوشد به او در کارها کمک کند و گمان می‌کند این خواستِ شویِ در سفرِ نایی هم هست؛ غافل از آن که شوهرِ نایی با حضورِ این غریبه در خانه‌شان مخالف است. باشو، با کشفِ این موضوع در نامه‌ای، از خانه می‌رود؛ ولی نایی او را زیرِ باران می‌یابد و با کتک بازمی‌آورد. 

سپس نایی بیمار می‌شود و باشو به‌جایش خانه را می‌گرداند و چون از بهبودش اندیشناک است برایش به شیوهٔ جنوبی خود تشت می‌زند. نایی در نامه‌ای به شوهرش می‌گوید باشو را به جای پسر پذیرفته و نان او را از غذای خود خواهد داد.

روزی سرانجام شوهر بازمی‌گردد و باشو با او روبرو می‌شود. پدر، که دست راستش را در سفر از دست داده، می‌پذیرد که باشو به جای دست او باشد و همهٔ خانواده یک‌صدا می‌روند که گراز را از مزرعه بتارانند.

این فیلم از منظر روانشناسی سرشار از مفاهیم عمیق است که می‌توان آن را از چند زاویه تحلیل کرد:


ترومای روانی جنگ

 ترومای روانیِ پس از جنگ، ترس از مرگ، تجربه جنگ، و از دست دادن خانواده باعث تجربه‌ای عمیق، خاموش و پایدار در روانِ کودک بازنمایی می‌شود. باشو نشانه‌های کلاسیکِ ترومای پس از سانحه را بروز می‌دهد: کابوس‌های شبانه، بازگشت‌های ذهنی به صحنه‌های خشونت، گوش‌به‌زنگیِ افراطی، ترس‌های ناگهانی و دشواری در برقراری ارتباط ، سکوت، گوشه‌گیری و واکنش‌های شدید به صداهای بلند. این واکنش‌ها بازتاب واضحی از آسیب‌های روانی کودکان در مناطق جنگ‌زده است.

او در جهانی زندگی می‌کند که برایش هنوز «تمام نشده» است؛ جنگ در بیرون پایان یافته، اما در درونِ کودک ادامه دارد. این ناتوانی در احساسِ امنیت، باعث می‌شود باشو نسبت به محیط جدید و آدم‌ها حالتی تدافعی و گاه پرخاشگرانه داشته باشد.

بیضایی نشان می‌دهد که ترومای جنگ، تنها نتیجه‌ی مواجهه با خشونت نیست، بلکه حاصلِ گسست‌های عاطفیِ ناگهانی است، از دست دادن خانواده، خانه، زبان و احساسِ تعلق.

باشو نه‌ فقط سوگوارِ عزیزانش، بلکه سوگوارِ جهانِ ازدست‌رفته‌ی کودکی‌اش است. روندِ بهبود او زمانی آغاز می‌شود که در رابطه‌ای امن و باثبات قرار می‌گیرد؛ جایی که رنجش انکار نمی‌شود و او مجبور به «قوی بودن» نیست. فیلم به‌روشنی بیان می‌کند که درمانِ ترومای جنگ در کودکان، پیش از هر چیز نیازمند حضورِ مراقبانه، ثبات هیجانی و پذیرشِ بی‌قیدوشرط است، نه توضیح منطقی یا نصیحت.


احساس ازخودبیگانگی و تلاش برای هویت‌یابی

باشو به‌عنوان کودکی که از جنوب کشور به شمال پناه آورده، با زبان، فرهنگ و محیطی کاملاً ناآشنا مواجه می‌شود. او در ابتدا از نظر زبانی و فرهنگی بیگانه است و احساس عدم تعلق می‌کند. این وضعیت یکی از مفاهیم ازخودبیگانگی در روانشناسی است که باشو با آن مواجه است. با این حال، او در طول فیلم تلاش می‌کند با یادگیری زبان و ارتباط با محیط جدید، هویت تازه‌ای برای خود بسازد.


فیلم «باشو، غریبهٔ کوچک»


نقش مادرانه و پذیرش در درمان روانی 

در فیلم «باشو، غریبهٔ کوچک» نایی، زن روستایی که باشو به خانه‌ی او پناه می‌آورد، نقش مادرانه‌ای را در زندگی باشو ایفا می‌کند؛ نقشی که می‌توان آن را مصداق «مادرِ ایمن» در روان‌شناسی دلبستگی ایمن دانست که می‌تواند در التیام زخم‌های روحی مؤثر باشد.

نایی بدون تلاش برای تغییر سریعِ رفتار یا فهمِ فوریِ زبان باشو، ابتدا حضور می‌یابد: حضوری آرام، پایدار و قابل‌اعتماد. او با پذیرش بی‌قیدوشرط، غذا دادن، مراقبت روزمره و محافظت در برابر تهدیدهای محیطی، به باشو این پیام بنیادی را منتقل می‌کند که «اینجا امن است». این احساس امنیت، نخستین گام در خروج کودک از حالتِ بقا و واکنش‌های تروماتیک است.

نایی همچنین به باشو اجازه می‌دهد سوگ و ترسش را زندگی کند، نه اینکه آن را سرکوب یا انکار کند. او نه گذشته‌ی کودک را پاک می‌کند و نه از او می‌خواهد قوی باشد؛ بلکه با صبوری، فضای روانی لازم برای بازسازی تدریجی اعتماد و پیوند را فراهم می‌سازد. از منظر درمانی، نایی نقش «تنظیم‌گر هیجانی» را دارد؛ کسی که با ثبات عاطفی خود، به کودک کمک می‌کند هیجان‌های شدیدش را آرام‌آرام تنظیم کند. بیضایی از خلال این رابطه نشان می‌دهد که شفای عمیقِ روان، بیش از هر مداخله‌ی رسمی، در بستر رابطه‌ای انسانی، مراقبانه و مادرانه شکل می‌گیرد.


چالش‌های پذیرش اجتماعی

باشو با چالش‌های زیادی برای پذیرفته شدن در جامعه جدید مواجه است. رنگ پوست، زبان، و پیشینه‌اش او را در نگاه دیگران غریبه و متفاوت جلوه می‌دهد. این بخش فیلم، مفهوم تعصب اجتماعی و تأثیر آن بر روان افراد را برجسته می‌کند. با این حال، حمایت نایی و تلاش باشو برای اثبات خود، نشان‌دهنده قدرت انعطاف‌پذیری روانی (Resilience) است.



پیوند انسان با طبیعت و زندگی

در فیلم «باشو، غریبهٔ کوچک» طبیعت نقشی درمان‌گر و بازسازنده در فرآیند ترمیم روان ایفا می‌کند. حضور باشو در فضای سبز شمال، در تضاد آشکار با ویرانی و خشونت جهانِ جنگ‌زده‌ی اوست. صداهای طبیعی، زمین، باران، حیوانات و چرخه‌ی منظم زندگی روستایی، به‌تدریج سیستم عصبیِ بیش‌برانگیخته‌ی کودک را آرام می‌کند. از منظر روان‌شناسی، طبیعت با ایجاد حس پیش‌بینی‌پذیری و ریتم، به کاهش اضطراب و بازگرداندن احساس امنیت کمک می‌کند؛ چیزی که در تجربه‌ی جنگ به‌شدت از کودک سلب شده است.

ارتباط باشو با طبیعت، تنها یک پس‌زمینه‌ی زیباشناختی نیست، بلکه شکلی از «تنظیم هیجانی غیرکلامی» است. او بدون نیاز به واژه‌ها، از طریق لمس خاک، کار کردن در مزرعه و هم‌زیستی با موجودات زنده، دوباره به بدن و اکنونِ خود بازمی‌گردد. این پیوند نشان می‌دهد که بازسازی روان، گاهی پیش از گفت‌وگو و تفسیر، از مسیر تجربه‌ی زیسته و ارتباط با جهان طبیعی آغاز می‌شود. بیضایی با این نگاه، طبیعت را به‌مثابه بستری امن برای بازگشت تدریجی انسانِ آسیب‌دیده به زندگی، معنا و تداوم به تصویر می‌کشد.


تأثیر همبستگی انسانی بر کاهش رنج‌ها

یکی از پیام‌های روان‌شناختی فیلم این است که پذیرش و همبستگی انسانی می‌تواند بر ترس‌ها و مشکلات فائق آید. با وجود مخالفت‌های اولیه جامعه روستایی، مهربانی و حمایت نایی و در نهایت پذیرش تدریجی اهالی روستا به باشو کمک می‌کند تا احساس امنیت و تعلق پیدا کند.


فیلم «باشو، غریبهٔ کوچک»


سخن پایانی

از منظر روان‌شناختی، فیلم «باشو، غریبهٔ کوچک» تأکیدی عمیق بر قدرتِ رابطه‌ی امن در ترمیم زخم‌های روانی است. باشو در پایان فیلم، نه با فراموش‌کردنِ گذشته، بلکه با یافتنِ معنایی تازه برای زندگی، به تعادل روانی نزدیک می‌شود. ترومای جنگ همچنان بخشی از تجربه‌ی زیسته‌ی او باقی می‌ماند، اما دیگر هویت او را به‌طور کامل تعریف نمی‌کند. احساسِ تعلق، دیده‌شدن و پذیرفته‌شدن، به او کمک می‌کند تا از حالتِ بقا و ترسِ مزمن، به سوی رشد هیجانی و بازسازی اعتماد حرکت کند.

در سطحی گسترده‌تر، فیلم نشان می‌دهد که «شفا» فرآیندی فردی و درعین‌حال اجتماعی است. جامعه‌ای که تفاوت را تاب می‌آورد و به کودکِ آسیب‌دیده فرصتِ پیوند می‌دهد، در واقع به سلامتِ روانِ جمعی خود کمک می‌کند. بیضایی با پایان‌بندی فیلم یادآور می‌شود که امنیت روانی، محصولِ همدلی و پذیرش است نه شباهت ظاهری یا هم‌زبانی فرهنگی؛ و تنها در چنین بستری است که کودکِ جنگ‌زده می‌تواند دوباره به جهان اعتماد کند و آینده‌ای قابل‌تصور برای خود بسازد.

"باشو غریبه کوچک"  به ما می‌آموزد که عشق، همدلی و حمایت، قدرت عظیمی در بهبود زخم‌های روانی و ایجاد پیوندهای انسانی دارند.




آخرین مطالب


مشاهده ی همه

معرفی محصول از سایت موفقیت


مشاهده ی همه

دیدگاهتان را بنویسید

footer background