ثبت نام | کاربر گرامی خوش آمدید!

اخبار

تشویق یا تنبیه؟ پل شکست به موفقیت کدام است؟

تشویق یا تنبیه؟ پل شکست به موفقیت کدام است؟

 

آیا شکست واقعا پلی به سوی موفقیت است؟ وقتی شکست می‌خوریم، چه کاری باید انجام دهیم؟ آیا پذیرش شکست یعنی تسلیم‌شدن؟ راه مناسب برخورد با شکست چیست؟ آیا اطرافیان ما می‌توانند در مورد پیروزی یا شکست به ما خط بدهند؟

در دنیای ورزش قهرمانی، بوده‌اند کسانی که سال‌های سال درخشیده‌اند، فراز‌و‌نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌اند و دوباره به مقام اول ورزش بازگشته‌اند و در سمت دیگر، ورزشکارانی هستند که با یک شکست، میدان را ترک کرده‌اند. چطور می‌شود شکست خورد، اما دوباره قهرمان شد؟

 

بیایید با خودمان رو‌راست باشیم! چرا ورزش قهرمانی می‌کنیم؟ برای یک انگیزه درونی یا بیرونی؟ بیایید برای جواب‌دادن به این سوالات کمی وقت بگذاریم.

نیاز وگرایش فطری به انجام هر کاری، «انگیزه درونی» نامیده می‌شود. وقتی با انگیزه درونی دست به اقدامی می‌زنیم، احساس شایسته‌بودن و خود‌مختار‌بودن می‌کنیم. انگیزه‌های درونی اشخاص مختلف بسیار متفاوت هستند و ارضای احساسات و نیازهای روانی، انگیزه‌های درونی را شکل می‌دهند. اما وقتی با «انگیزه بیرونی» عملی را انجام می‌دهیم، صرفا دلیل آن عوامل بیرونی نظیر پول و شهرت و ... است. انگیزه‌های بیرونی، طیف گسترده‌ای از نیازهای اجتماعی، روانی و معیشتی را دربرمی‌گیرند. یک روان‌شناس ورزشی همواره باید انگیزه‌های یک ورزشکار و میزان و اهمیت آن‌ها را به‌خوبی بسنجد و پس از آگاهی از انگیزه‌های ورزشکار، می‌بایست بر روی تعریف شکست و پیروزی متمرکز شود.

پیروزی و شکست احساساتی هستند که از باورهای ما نشات می‌گیرند. «آلبرت الیس» در نظریه شخصیت خود، مدل A.B.C را مطرح کرد. طبق این مدل، «A» رویداد یا اتفاق برانگیزاننده، «B» برداشت ما از آن رویداد و «C» رفتار یا واکنشی است که ما از خود بروز می‌دهیم؛ یعنی این A (رویداد برانگیزاننده) نیست که منجر به C (واکنش ما) می‌شود، بلکه این B (برداشت ما از رویداد برانگیزاننده) ازA  (رویداد) است که باعث بروزC  (واکنش ما) می‌شود. بیایید واقع‌بین باشیم و این حقیقت را بپذیریم؛ یک اتفاق به‌خودی‌خود نمی‌تواند ما را خوشحال یا ناراحت کند، بلکه برداشت ذهنی ما از آن اتفاق است که باعث می‌شود واکنش خاصی را نشان دهیم.

ما باید در نظر بگیریم که برداشت ما از یک رویداد از کجا ناشی می‌شود؛ اگر رسیدن به هدفی برای ما همراه با پاداش باشد یا رسیدن به هدفی باعث از بین رفتن رنج و ناراحتی در ما شود، دیدگاه ما نسبت‌به هدف و راه رسیدن به آن تغییر می‌کند. ما باید در نظر داشته باشیم که محرک‌ها و تقویت‌کننده‌های رسیدن به هدف از فردی به فرد دیگر و از زمانی به زمان دیگر تاثیرات متفاوتی بر افراد دارند. مثلا ممکن است برای یک ورزشکار، پول، عامل مهم و تقویت‌کننده‌ای برای رسیدن به پیروزی باشد؛ حال آنکه برای ورزشکار دیگر این مسئله اصلا تقویت‌کننده نباشد یا مثلا برای فردی، پول، در یک مقطع زمانی و با توجه به شرایط فرد، عاملی مهم باشد، اما در زمان دیگری، همان عامل، اثرش را از دست بدهد. ما برای رسیدن به موفقیت و پیروزی، از تقویت‌کننده‌های مثبت و تشویق و تقویت‌کننده‌های منفی و تنبیه بهره می‌بریم. شاید در نگاه اول این تعاریف برایتان آشنا باشد، با‌این‌حال از نظر علمی به آن‌ها می‌پردازیم.

وقتی تقویت‌کننده مثبت ارائه می‌شود، احتمال وقوع یک رفتار در ما بیشتر می‌شود. مثلا اگر یک بار در یک مسابقه قهرمان شویم و پول خوبی به‌دست بیاوریم، مکررا تلاش خود را خواهیم کرد تا به قهرمانی برسیم و آن پاداش لذت‌بخش برایمان تکرار شود.

اما تقویت‌کننده منفی چیست؟ وقتی محرکی ما را آزار می‌دهد، ما در‌صدد حذف آن بر‌می‌آییم. اگر در قبال انجام کاری، آن محرک از بین برود، در این حالت، تقویت منفی صورت گرفته است. مثلا ورزشکاری را در نظر بگیرید که در یک باشگاه ورزشی با امکانات فوق‌العاده نامناسب به سر می‌برد؛ او می‌داند که اگر تلاش کند و به قهرمانی برسد، می‌تواند از اینجا خلاص شده و به باشگاه بهتری برود. اگر چنین حالتی روی دهد، تقویت منفی صورت گرفته است.

و اما تنبیه؛ اکثر ما در مورد تنبیه موارد بسیاری را شنیده یا حتی تجربه کرده‌ایم؛ اما با‌این‌حال در اینجا یک تعریف علمی کوتاه از این مضمون نیز ارائه می‌دهیم.

وقتی تنبیه اعمال شود، احتمال تکرار رفتار نامطلوب در آینده کمتر می‌شود. مثلا یک فوتبالیست را در نظر بگیرید که اصلا با کار تیمی ارتباط برقرار نمی‌کند و با تک‌روی‌های بی‌مورد خود، موقعیت‌های به‌ثمر‌رسیدن گل را یک به یک از تیم می‌گیرد. در چنین شرایطی، مربی وی به‌عنوان تنبیه، حقوق سه ماه آتی او را قطع می‌کند. با این وصف، آن ورزشکار باید تلاش کند تا برای به‌دست‌آوردن حق خود، اصول کار تیمی را رعایت کند. توضیح دیگر اینکه، تنبیه زودتر از تقویت به نتیجه می‌رسد، اما دوام آن کمتر است و گاهی باعث ایجاد کدورت یا مشکلات رفتاری در فرد و در شرایط شدیدتر، باعث نتیجه عکس با آنچه هدف تنبیه بوده، می‌شود.

به عنوان مثال، کودکی خود را به یاد بیاورید؛ وقتی شکلات اضافه بر‌می‌داشتید، تنبیه می‌شدید! به همین دلیل وقتی شخص تنبیه‌کننده حضور داشت، شما به شکلات‌ها نگاه هم نمی‌کردید، اما به‌محض غایب‌بودن آن فرد، تمام جیب‌های خود را با شکلات پر‌می‌کردید! در مثال دیگری، ورزشکاری را که وصف او رفت، درنظر بیاورید؛ ممکن است او به جای تن‌دادن به کار تیمی، تصمیم به ترک تیم بگیرد یا هم‌بازی‌های خود را تشویق به مخالفت با تصمیم اعمال‌شده کند و با جنجال، آرامش تیم را برهم بزند. به همین دلایل تنبیه می‌بایست با برنامه‌ریزی، درک شخصیت ورزشکار، وضعیت روحی تیم و میزان برانگیزانندگی آن اعمال شود.

ما باید بدانیم منظور از تقویت‌کننده، فقط پاداش‌های مادی و منظور از تنبیه فقط حذف مادیات نیست؛ چون اگر ما سعی کنیم نیازهای فطری و درونی خودمان را به موفقیت و پیروزی فقط به مادیات نسبت دهیم، کم‌کم ارزش خود را از دست می‌دهند و در‌نتیجه تلاش برای رسیدن به آن‌ها نیز کم می‌شود. به عبارتی دیگر، پاداش با رشوه متفاوت است؛ حتی اگر خودمان به خودمان پاداش دهیم. هدف ما برای رسیدن به موفقیت بر اساس سلسله مراتب «مازلو» تعیین می‌شود که از پائین به بالا شامل نیازهای زیستی، امنیتی، اجتماعی، احترام و خودشکوفایی بوده و هر کسی بر اساس کمبود‌ها و نیازهای خود در هر یک از این طبقات هرم در حال تلاش برای رفتن به مراحل بالاتر است؛ پس ما باید جایگاه خودمان را در این سلسله مراتب پیدا کنیم.

اگر در ابتدای راه ورزش هستید یا بعد از یک شکست، دست به زانو زده و بلند شده‌اید، برای رسیدن به موفقیت و پیروزی باید مواردی را رعایت کنید. هدف خود را از ورزش و رسیدن به موفقیت مشخص کرده و معنای پیروزی و موفقیت را برای خودتان روشن کنید و به پیشرفت خود ایمان داشته باشید.

با مربی خود صحبت کنید و راهنمایی‌هایی دریافت کنید؛ تجارب دیگران، عامل موفقیت شماست. با ورزشکارانی که از نظر سطح ورزشی از شما پائین‌تر و بالاتر هستند، صحبت کنید و اگر در یک تیم هستید، هدف‌های تیم را در نظر بگیرید.

اگر قبلا شکست خورده‌اید، علل شکست خود را بررسی کنید و فراموش نکنید که شکست فقط حاصل یک دلیل نیست و باید ریشه‌یابی شود. سعی نکنید رقابت‌ها و مسابقات خود را از قبل پیش‌بینی کنید. مسائل غیر‌منتظره مثل مصدومیت را از یاد نبرید تا بعدها به خاطر آن خود را سرزنش نکنید و آمادگی موارد پیش‌بینی‌نشده را داشته باشید و بدانید که موفقیت در کنار شکست است که معنا پیدا می‌کند.

سخن آخر اینکه، یک روان‌شناس ورزشی حرفه‌ای، وقتی موفق استکه به یک ورزشکار حرفه‌ای تفهیم کند که اگر می‌خواهد در ورزش یا در سطح بزرگ‌تر، در زندگی، موفق باشد، می‌بایست مثل یک بچه، بی‌دلیل شاد باشد و برای به‌دست‌آوردن چیزی که می‌خواهد، به‌هیچ‌عنوان کوتاه نیاید.

تعداد بازدید: 461 تاریخ بروز رسانی: یکشنبه 10 تیر ماه 1397
  ارسال به دوستان
امتیاز کاربران:

اشتراک گذاری

نظری ثبت نشده است

فرم ثیت نظر

سبد خرید

تعداد: 0
قیمت: 0  ریال

تمام حقوق این سایت متعلق به مجله موفقیت می باشد.