ثبت نام | کاربر گرامی خوش آمدید!

اخبار

رمضان؛ ماه انضباط

رمضان؛ ماه انضباط

شادي جهراني

«مي‌دانم كه اگر صبح‌ها كمي زودتر از خواب بيدار شوم، مي‌توانم كلي از كارهاي عقب‌مانده‌ام را انجام بدهم و وقت هم كم نياورم، اما در تنظيم ساعت خواب و بيداري بي‌برنامه هستم.»

«هر كاري را كه شروع مي‌كنم، از يادگيري زبان و به‌دست‌گرفتن پروژه‌‌ كاريِ جديد گرفته تا هرچيز ديگر، اولش شور و شوقِ زيادي دارم، اما بعد خسته مي‌شوم و طبيعتا يا آن را نيمه‌كاره رها مي‌كنم، يا اگر به‌اجبار ادامه‌اش بدهم، درحالي به پايانش مي‌رسانم كه بي‌ترديد كيفيتش خيلي پايين آمده است.»

«مي‌دانم كه ورزش، هم براي سلامت جسماني‌ام مفيد است و هم براي روحيه‌ام. به همين منظور هم هر ترم مي‌روم و در باشگاه ثبت‌نام مي‌كنم تا به‌اجبارِ پرداخت شهريه هم كه شده است، ورزش كنم، اما بيش از دو، سه جلسه، دنبالش را نمي‌گيرم.»

«وقتي مي‌خواهم براي زندگي‌ام برنامه‌ريزي كنم،‌ يا فكرم را روي مطلب خاصي متمركز كنم، آن‌قدر اطلاعات گوناگون از اين‌سو و آن‌سو به ذهنم هجوم مي‌آورند كه بعد از چند ساعت به خودم مي‌آيم، مي‌بينم نه برنامه‌ريزي كارآمدي كرده‌ام، نه به نتيجه‌ مثبتي رسيده‌ام. تازه بعد از اين‌همه پراكندگي ذهني، معلوم نيست فكرم سر از كدام وادي در آورده است.»

«ده، پانزده سال است كه اضافه‌وزن دارم و از اين بابت زياد بيماري و ناراحتي كشيده‌ام؛ اما هنوز هم درمقابل غذا از خودم هيچ اراده‌اي ندارم. هروقت و هرقدر كه ميلم بكشد و جا داشته باشم، مي‌خورم و بعد پشيمان مي‌شوم.»

«عادت كرده‌ام لحظه‌به‌لحظه، به شبكه‌هاي اجتماعي سر بزنم كه خاطرجمع شوم پيام تازه‌اي ندارم. تا پاسخ‌ها را ارسال نكنم هم دلم آرام نمي‌گيرد، انگار چيزي را گم كرده‌ام و باز، پيام بعديِ ديگران و پاسخ بعديِ من.»

تجربه‌هاي اين افراد، مشابه تجربه‌ بسياري از ماست. بخش‌هاي زيادي از زندگي‌مان از حيطه‌ مديريتمان خارج شده است. مي‌خواهيم آن‌ها  را اداره‌ كنيم، اما نمي‌توانيم. عقربه‌هاي ساعت‌به‌سرعت مي‌چرخند و عمر گرانمايه‌مان مي‌گذرد، اما فقط به درصد كمي از كارهايي كه از صبح در ذهن داشته‌ايم، عمل مي‌كنيم. در دنياي پرشتاب امروز، بيشتر ما دوست داريم هرچه مي‌خواهيم بلافاصله فراهم شود، هر تصميمي‌ مي‌گيريم در دم عملي شود و هرچه مانع است، بي‌درنگ از پيش پايمان كنار برود؛ اكثرمان هم تقريبا هميشه از مشكل كمبود وقت گله‌منديم. بااين‌وجود معمولا كمتر كسي يافت مي‌شود كه داوطلبانه و در كمال رضايت، تن به انضباط بسپارد و چاره‌ كار را در نظم و ترتيب و برنامه‌ريزي ببيند؛ زيرا براي بسياري از ما، انضباط واژه‌ ناخوشايندي بوده و نشانگرِ ازدست‌دادنِ آزادي و آسايش است.

            استفان كاوي، نويسنده‌ «كتاب پرفروش هفت عادت مردمان موثر»، در كتاب عادت هشتم، عكس اين مطلب را بيان مي‌كند و مي‌نويسد: «افراد بي‌انضباط، برده‌‌ اميال و خواسته‌هاي آني و زودگذر خود هستند.» شايد اين بردگي در آغاز آشكار نباشد، اما در درازمدت و با گذر زمان، خود را نشان مي‌دهد؛ زندگيِ بي‌نظم و انضباط و باري‌به‌هر‌جهت، مانع پيشرفت و موفقيتِ فرد مي‌شود و به‌مرور، امكانات و توانمندي‌هاي او را در مقايسه با ديگران (از دوستان و هم‌سن‌وسالانش گرفته تا همكاران و ...) هرچه محدودتر مي‌كند. هرقدر نيازهايش بيشتر مي‌شوند، توانايي دستيابي به خواسته‌هايش كمتر مي‌شود و اگر به‌موقع جلوي اين روند منفي را نگيرد، زماني مي‌رسد كه با وجود همه‌ آن خواسته‌ها و آرزوها، به ناچار اسير و دربندِ انجام كارهايي مي‌شود كه ديگر نه از سر هوس و شوروشوق و علاقه، بلكه از سر اجبار و اكراه باید انجامشان بدهد. داشتنِ انضباط، به معناي انجام كارها براساس تفكر و برنامه‌‌ريزي است، نه براساس احساسي لحظه‌اي. فرد منضبط، اغلب از لذت زودگذرِ حال چشم مي‌پوشد تا به آنچه ارزش و اهميت بيشتري در زندگي‌اش دارد، دست يابد. به همين سبب، حتي اگر شوق و ذوق اوليه را هم از دست داده باشد، ازآنجاكه براساس عقل و فكر عمل مي‌كند، همچنان مي‌تواند با اراده، به‌سوي هدفي كه براي آينده‌اش سودمند است گام بردارد.

            چه خوب است اگر كسي برايمان برنامه‌ريزي كند و زندگي ما را در چهارچوبي منطقي، هدفمند و معقول قرار دهد. براي هر كارمان ساعت شروع و پايان تنظيم كند. بابت جزئيات كارمان دقت‌نظر به خرج دهد و اگر كم‌وكاستي‌اي در آن يافت شود، آن‌قدر همراهي‌ و راهنمايي‌مان كند تا كاستي‌ها را برطرف كنيم. به‌جاي اهميت‌دادن به خواسته‌هاي گذرا و كوتاه‌مدت كه درنهايت برايمان جز وقت‌كشي و هدر دادن عمر و پول و حتي سلامتي، نتيجه‌اي دربر ندارند، ما را تشويق كند كه درپي دستيابي به اهداف بلند‌مدتمان و نیز موفقيت‌هاي پايدار باشيم. چه خوب است اگر بتوانيم انضباط را وارد زندگي‌مان كنيم.

            بااين‌همه، آيا مي‌دانيم قرن‌هاست يكي از اثربخش‌ترين روش‌هاي مديريت زمان، رفتار و حتي فكر، به رايگان در اختيار بشر گذاشته شده است؟ آيا توجه كرده‌ايم كه درطول تاريخ، انسان‌هاي مقيد و پایبند، چگونه با بهره‌گرفتن از رويه‌هايي خاص، انضباط را به زندگي‌شان وارد كرده‌ و آموخته‌اند كه براي انجام كارها، ساعتِ شروع و پايان در نظر بگيرند، آن را با روشي معين و در چهارچوب و نه به دلخواهِ خود به انجام برسانند و حتي اگر شور و شوق اوليه را براي انجام آن ندارند، همچنان با جديت و برحسب وظيفه آن را دنبال كنند؟ آيا مي‌دانستيم كه عبادات دستوريِ اديان اصيل الهي، امروزه از ديدگاه علوم اعصاب، همچنين از ديدگاه علوم مديريتي، از جمله بهترين روش‌هاي تربيت، نظم بخشيدن و مديريت‌كردن ذهن، جسم، رفتار و حتي مشي زندگي‌مان هستند؟

            حتما ديده، شنيده يا شخصا تجربه كرده‌ايم كه هرگاه روزه بگيريم، حتي اگر فقط يك روز باشد، تا چند روز پس از آن، هنوز انگار ندايي درونمان هست كه ناخودآگاه و بي‌آنكه به‌ظاهر فعالانه مراقب باشيم، ما را به داشتن دقت و احتياط در غذاخوردنمان و بسياري پايبندي‌هاي ديگر فرامي‌خواند تا مبادا روزه‌مان باطل شود. راب مال، نويسنده‌ كتاب «آنچه بدن شما درباره‌‌ خدا مي‌داند»، در مقاله‌اي به روشنگري‌هاي علوم اعصاب درباره‌ آيين‌هاي عباديِ اصيل الهي، از جمله روزه اشاره مي‌كند و اينكه چگونه اين آيين‌ها روند پردازش ذهن ناخودآگاهِ ما را در چهارچوبي صحيح قرار مي‌دهند، مي‌پرورانند و به‌سوي پيشرفت مي‌برند. ذهنِ چهارچوب‌گرفته، رفته‌رفته ياد مي‌گيرد كه نمي‌‌شود هروقت هرچيز را كه خواست، بي‌درنگ به دست بياورد، بلكه بايد بسنجد، سبك‌وسنگين كند، برنامه‌ريزي كند، صبر كند و در موقع مقتضي، به نياز يا خواسته‌ يا هدف خود، آن هم در چهارچوبي معقول كه برايش تعيين شده است، دست يابد. به اين ترتيب، ذهن ناخودآگاه، رفته‌رفته تربيت مي‌شود، بر خواسته‌هاي فراوان و پرچالشش مهارزده مي‌شود و عقل و اراده بر آن حكم‌فرما مي‌شود. درحالي‌كه تا پيش از آن،‌ چه‌بسا اين خواسته‌ها بودند كه بر اراده و عقلمان حكم مي‌راندند، بي‌آنكه از آن با خبر باشيم.

ماه رمضان، مانند كارگاه فشرده‌‌ آموزش انضباط فكري و عملي است. بياييد همراه هم، از اين موقعيت استثنايي، بهترين بهره را ببريم. خوب است از هم‌اكنون، تا پايانِ «ماه انضباط»، براي 3 مورد از برنامه‌هاي زندگي‌مان، چهارچوبي منطقي به همراه يك شرط- ولو بسيار كوچك- تعيين و با اراده، به آن عمل كنيم؛ مثلا «روزي 30 دقيقه وقت صرف مرتب‌كردن محل كار يا زندگي‌ام مي‌كنم و تا اين كار را انجام نداده‌ام سريال موردعلاقه‌ام را نمي‌بينم». خوب است از آن سه كار، يكي درجهت انضباط فكري باشد، يكي انضباط جسماني- سلامتي و يكي انضباط رفتاري-گفتاري-عملي.

تعداد بازدید: 732 تاریخ بروز رسانی: شنبه 19 خرداد ماه 1397
  ارسال به دوستان
امتیاز کاربران:

اشتراک گذاری

نظری ثبت نشده است

فرم ثیت نظر

سبد خرید

تعداد: 0
قیمت: 0  ریال

تمام حقوق این سایت متعلق به مجله موفقیت می باشد.