ثبت نام | کاربر گرامی خوش آمدید!

تست روانشناسی.

آيا مي‌توانيد كودك مشكل‌دار را شناسايي كنيد؟

هيچ كودكي در دنيا نيست كه با دفترچه راهنماي تربيتي متولد شده باشد. اما شاه‌كليد تربيت كودكان ريشه در عزت نفس آن‌ها دارد. امنيت در كودكان به معني قابل پيش‌بيني بودن فرداي آن‌ها است. احترام گذاشتن به احساسات آن‌ها و به حساب آوردن خواسته‌ها و ناخواسته‌هاي آن‌ها مي‌تواند از آن‌ها انسان‌هايي وارسته و پرهيزكار بسازد. ارسطو مي‌گويد شادي يعني از خود رضايت داشتن. اگر كودك شما از خود تصويري ضعيف، شيطان، دروغگو، پردردسر، تنبل و... داشته باشد، هيچ‌گاه عزت نفس بالايي نخواهد داشت. اين تلقينات از دوران كودكي در اولين نهاد تربيتي يعني خانه و توسط والدين وي شكل مي‌گيرد و نتايج مصيبت‌بار آن در آينده خود را نشان مي‌دهد.

مهم‌ترين فردي كه مي‌تواند خويشتن‌پنداري مثبت را در ما تقويت كند مادر است. يك مادر خوب قبل از آن‌كه درسي را به كودكش بياموزد بايد دريابد كه فرزندش چه ويژگي‌هاي مثبت و خوبي دارد و آن‌ها را به او بگويد. هر كودكي اگر بداند ديگران عمل يا رفتار خوب وي را مي‌بينند و او را تشويق مي‌كنند، بي‌شك در پي تقويت آن‌ رفتار به صورت خودمدار و اختياري و انگيزشي مي‌پردازد. اين رفتارهاي مادرانه مي‌تواند به شكل: خوب گوش كردن به حرف‌هاي كودك، بازي كردن با او، دادن حق انتخاب در بازي و تعيين نقش‌هاي بازي به كودك، بازگو كردن احساس آن‌ها با زبان مادرانه، تقويت مسووليت‌پذيري و... باشد. او نبايد در فهم و نتيجه‌گيري‌هاي استدلالي مستقيما دخالت كند.

در اين‌جا به ده مورد از رفتارهايي كه بايد به ترتيب اولويت به اصلاح آن‌ها پرداخت توجه كنيد:

1- غيراجتماعي بودن: كودكان با منيت كامل پا به عرصه تعاملات خود با پدر و مادر و ديگر اعضاي خانواده و بعد همبازي‌هاي خود مي‌گذارند. سپس با تعارضاتي برمي‌خورند و چيزهايي مي‌خواهند كه با مخالفت روبه‌رو مي‌شوند. آن‌ها هيچ مهارتي جز گريه و زاري و سماجت از خود نشان نمي‌دهند چون آموزشي نديده‌اند. وقتي با همين حربه به خواسته‌هاي خود مي‌رسند رفتار پرخاشگرانه‌شان تقويت مي‌شود و ياد مي‌گيرند با گريه مي‌توانند به هر چيزي كه مي‌خواهند برسند. از طرف ديگر پدران و مادراني كه مقاومت سرسختانه از خود نشان مي‌دهند، كودكان را به يك انزواي مهلك مي‌كشانند. پس نه آزادي مطلق و نه سركوب خواسته‌هاي كودكان، هيچ‌كدام توصيه نمي‌شود. كودكان اول از همه بايد ياد بگيرند كه ديگران را دوست داشته باشند. والدين بايد دوست داشتن ديگران را به بچه‌ها نشان بدهند. آن‌ها بايد بياموزند كه اسباب‌بازي‌هاي خود را در اختيار ديگران هم بگذارند، ولي ممكن است شما به او بگوييد كه اين كار را نكند تا اسباب‌بازي‌هايش خراب نشوند. آيا خراب شدن اسباب‌بازي از خرابي روابط اجتماعي مهم‌تر است؟ اگر نگران هستيد در انتخاب و نوع اسباب‌بازي‌ها كمي دقت كنيد. فرق يك هواپيماي كنترلي گران با يك هواپيماي پلاستيكي شايد براي شما خيلي زياد باشد ولي براي آن‌ها اهميت چنداني ندارد. خيلي از اسباب‌بازي‌هاي ارزان و حتي دست‌ساز خود كودكان وجود دارد كه هم ارزش ريالي آن كمتر است و هم خلاقيت و ذوق كودكان را افزايش مي‌دهد. آن‌ها را تشويق كنيد كه با دوستان‌شان صميمي‌تر و شريك باشند. حتي اگر دوستان آن‌ها چنين سخاوتي نداشته باشند.

2- بدبين بودن: از ديگر موانع رشد عاطفي كودكان بدبيني آن‌ها و عدم اطمينان نسبت به گروه همسالان خودشان است. نمي‌توان به اين بهانه ‌كه تفاوت‌هاي تربيتي خانواده‌ها در محيط بازي كودكان ممكن است بدآموزي‌هايي به همراه داشته باشد كودك را در محفظه‌اي پاستوريزه حبس كرد. سفارش به اين كه با آن دوستت بازي نكن يا حرف نزن و قضاوت‌هايي كه در حضور او نسبت به دوستانش مي‌كنيد، فقط ترس از رابطه را در كودك تقويت مي‌كند و او هميشه اين بدبيني را به ديگران تعميم مي‌دهد و بدين ترتيب مهارت‌هاي ايجاد ارتباط در وي به حداقل مي‌رسد.

3- ناخشنودي و افسردگي: خيلي از والدين در تمجيد از كودكان‌شان مي‌گويند: فرزند من خيلي خوب است. نمي‌گذارم در كوچه بازي كند. خيلي آرام و ساكت پشت كامپيوتر مي‌نشيند و من خيلي از او راضي هستم. فقط نمي‌دانم چرا گاهي پرخاشگري مي‌كند و گاهي هم گوشه‌اي مي‌نشيند و با كسي حرف نمي‌زند.

ما در اين‌جا مسوول كوچه و خيابان و جامعه نيستيم ولي انزواي كودك پشت يك دستگاه بي‌جان آن هم ساعت‌ها بدون تحرك و تعامل با ديگران نتيجه‌اي جز افسردگي به بار نخواهد آورد. شايد شما براي او هيجان‌انگيز و جالب نيستيد اين گناه شماست بايد سعي كنيد تا برايش جالب باشيد. از خود خلاقيت نشان دهيد، تا از زبان آن‌ها بشنويد كه پدر و مادرشان را خيلي دوست دارند. اما بايد مطمئن شوند كه شما هم آن‌ها را دوست داريد. آن‌ها از عشق دروني شما نسبت به خودشان خبر ندارند. براي آن‌ها مهم نيست كه عشق شما چه‌قدر بزرگ است، مهم بازي و تفريح با آن‌هاست.

4- رنجيده‌خاطر: همان‌طوري كه مولا اميرالمومنين علي(ع) فرمودند: علم در كودكي مانند حكاكي روي سنگ ماندني است. مي‌توان استنباط كرد كه رنجيده‌خاطر شدن هم عواقبي طولاني و مخرب در ذهن و تربيت كودكان بر جاي خواهد گذاشت. كودكي كه قاشق داغ پشت دستش گذاشته مي‌شود، با كودكي كه در ميان جمع به غرورش توهين مي‌شود فرقي ندارد. اين‌ها همه آسيب‌هاي جبران‌ناپذيري است كه براي يك كودك مشكل‌دار تعريف خواهد شد.

5- هراسان: بچه‌ها نبايد طوري تربيت شود كه محك رفتارشان تاييد ديگران باشد. كساني با عزت‌نفس رشد مي‌كنند كه پي به اشتباهات‌شان ببرند و فرصت براي جبران آن را با جرات و شهامت داشته باشند. اگر قرار باشد او بد كند و شما بد مكافات دهيد پس فرق ميان من معلم و كودك بي‌تجربه چيست؟

كودكان نبايد از شكستن چيزي يا خراب كردن اشيا به خود هراس راه دهند و آن‌قدر بترسند كه درصدد مخفي‌كاري برآيند.

متاسفانه نوع تنبيهاتي كه بعضي از والدين اعمال مي‌كنند آن‌قدر فاجعه‌آميز است كه جرات نوشتن آن را ندارم. تربيت كودك (به قول عوام) پررو، خيلي ساده‌تر از كودك كم‌رو است. اولي مانند آوردن سنگي از بالا به پايين و دومي مثل درآوردن سنگي از ته چاه است.

6- ظالم: هيچ كودكي ظالم به دنيا نمي‌آيد، وقتي به او ظلم مي‌شود ظلم را مي‌آموزد. پدران و مادران نقش تعيين‌كننده‌اي در اين رفتار ايفا مي‌كنند. پدري كه دايم به پسرش سفارش مي‌كند هر كس به تو زور گفت تو هم همين كار را بكن و... كودك را آماده مي‌سازد تا در اولين فرصت به پدر ثابت كند كه زور بازو دارد و نظر پدرش را جلب خواهد كرد. رفتار تهاجمي والدين با ديگران، نمونه ديگري از كلاس‌هاي ظلم‌آموزي به خصوص براي پسر‌هاست.

7- مايوس: چرا بعضي كودكان نجنگيده تسليم مي‌شوند؟ چون فرصت جنگيدن با مشكلات را تجربه نكرده‌اند. كودك بايد طعم شيرين موفقيت را بچشد. بايستد و بلند شود و والدين وي را تشويق و حمايت كنند. بگذاريد تا مي‌شود در پرونده سال‌هاي كودكي وي پيروزي ثبت شود. پيروزي‌هاي وي را در ورقه‌اي به عنوان تقديرنامه قاب كرده و ديوارهاي اتاق وي را پر از اين تشويق‌نامه‌ها كنيد. اعتقاد وي را به خداوند تقويت كرده و داستان‌هاي شيرين بزرگان دين را براي آن‌ها تعريف كنيد. بگذاريد اگر روزي با مشكلي روبه‌رو شدند چيزي به نام توكل و اميد در قلب‌شان وجود داشته باشد.

8- زودباور: اين ويژگي هم مانند همه خصايص فوق ريشه در خانواده دارد. زودباوري در انعطاف‌پذير بودن كودكان براي پذيرش و جذب خوبي‌ها بسيار مفيد است ولي بايد به گونه‌اي تربيت شوند كه ياد بگيرند و عادت كنند هميشه در پيرامون مسايل، ذكاوت و تيزبيني خود را از دست ندهند. شما بايد مراقب جو فرهنگي خانواده خود باشيد. قصه‌هايي را كه مي‌شنويد، فيلم‌هايي را كه مي‌بينيد و هر بسته فرهنگي كه در خانه باز و مطرح مي‌‌شود با ديدي انتقادي و پرسشگر، نه بدبينانه و توهين‌آميز آن را به چالش و بحث بكشانيد. بگذاريد كودكان هم عادت كنند در قضاوت‌هاي‌شان تاملي داشته باشند و خوب و بد را بهتر تشخيص دهند. گاهي وي را محك بزنيد تا در موقعيت‌هاي واقعي بهتر بتواند تصميم‌گيري كند.

9- به شدت انتقادگر: اين رفتار به خصوص در بين نوجوان‌ها و به اقتضاي سن بلوغ بيشتر مشاهده مي‌شود. بحث در اين خصوص در شماره 149 مقاله تست خودشناسي آمده است. فقط لازم به ذكر است كه اين خصيصه با بدبين بودن خيلي فاصله دارد. ولي افراط در انتقاد، نوعي بدبيني و ريشه آن ناتواني در عمل است. وقتي كودكي به هر دليلي از عمل كردن به جاي حرف زدن منع مي‌شود و فرصتي براي بروز من واقعي خود پيدا نمي‌كند بيشتر به انتقادهاي تند و لجوجانه مي‌پردازد. بكوشيد در ضعف‌هاي مالي و خانوادگي خود توجيه‌‌گر نباشيد بلكه حرف حق را حتي از كودك خويش قبول كنيد تا وي جواب پرسش‌هاي خود را در خانه بيابد.

10- حساس: محروميت‌هاي گوناگون و نقص در تامين نيازهاي كودكان آن‌ها را به افرادي حساس مبدل خواهد كرد. گاهي اين محروميت‌ها مانند انگيزه‌هاي قوي در كودك باقي مي‌ماند و وي در آينده درصدد رفع نيازهاي خود برمي‌آيد. ولي اگر توانمندي‌هاي ديگر كودك براي جبران محروميت‌ها در آينده رشد نكند، حساس بودن هم آسيب‌هاي افسردگي خاص خود را خواهد داشت.

آيا مي‌توانيد كودك مشكل‌دار را شناسايي كنيد؟

بچه‌ها نسبت به اين‌كه آموزگارشان آن‌ها را چگونه ارزيابي مي‌كند بسيار حساس‌اند. نگرش آموزگار روي شخصيت دانش‌آموز تاثير مي‌گذارد. براساس بررسي‌اي كه بيش از 50 سال قبل انجام شده، ناهمخواني بسيار بزرگي ميان شيوه‌اي كه آموزگاران و والدين محافظه‌كار و متخصصان كودك رفتارهاي مشكل‌ساز را تعريف مي‌كنند، وجود دارد. آيا شما با ناهنجاري‌هاي موجود در فرزند خود آشنا هستيد؟ آيا به رفتارهاي بي‌اهميت فرزندتان بهاي بيش از اندازه مي‌دهيد؟

آزمون:

در جريان يك همه‌پرسي، از آموزگاران، والدين، و متخصصان روان‌شناسي كودك خواسته شد بعضي از رفتارهايي را كه ممكن است زمينه‌ساز ناسازگاري‌هاي آتي باشد شناسايي كنند.

براي تكميل اين پرسش‌نامه به بدترين رفتار نمره يك و به رفتار ناسازگاري كه كمترين اهميت را دارد نمره 10 بدهيد. امتيازات خود را در ستوني كه با عنوان "پاسخ شما" مشخص شده، بنويسيد. بعد به بخش محاسبه امتيازات برويد و ببينيد تا چه اندازه توانسته‌ايد ارزيابي دقيقي به دست دهيد.

پاسخ شما

متخصصان

تفاوت

غيراجتماعي،‌ منزوي

بدبين

ناخشنود، افسرده

رنجيده‌خاطر

هراسان

ظالم

مايوس

زودباور

به شدت انتقادگر

حساس

امتياز شما

محاسبه امتيازات

با توجه به جواب پنجاه تن از روان‌شناسان كودك، روان‌پزشكان، مددكاران اجتماعي و مشاوران روان‌درمانگر مشخص شد كه غيراجتماعي بودن بزرگ‌ترين مشكل كودكان است.  متخصصان به ترتيب به مورد اول امتياز 1 و به مورد آخر امتياز 10 دادند. حالا در هر مورد، اختلاف امتياز خود را با امتياز متخصصان در ستون "تفاوت" بنويسيد. بعد اين اعداد را با هم جمع بزنيد تا امتياز شما به دست آيد. كمترين امتياز 0 و بيشترين امتياز 50 است. امتياز 25 رقم ميان اين دو است. هر چه امتياز شما به 0 نزديك‌تر باشد، نظرتان به متخصصان نزديك‌تر است.

توضيحات

متاسفانه بزرگ‌ترهايي كه مسوول سلامتي رواني بچه‌ها هستند اغلب به مهم‌ترين نشانه‌هاي مشكلي كه پيش رو دارند توجه نمي‌كنند. تمام ده موردي كه در پرسش‌نامه به آن‌ها اشاره كرديم تا حدودي نشان مي‌دهند كه اشكالي در كودك وجود دارد اما موارد شماره 1 تا 4 از همه مهم‌ترند. متاسفانه آموزگاران به رفتارهايي امتياز بسيار بد مي‌دهند كه به ضرر خودشان يا مدرسه است و به مسايلي كه ممكن است در بچه‌ها ايجاد روان‌رنجوري و روان‌پريشي كند كمتر توجه دارند.

در جريان بررسي‌هاي مشابه ديگري كه 30 سال بعد انجام گرفت، معلوم شد نظر والدين و آموزگاران به نظر متخصصان نزديك‌تر شده است. اما متخصصان هم در نظرات خود محافظه‌كارتر شده بودند. به نظر مي‌رسد كه حالا هر سه گروه به مشكلاتي از قبيل گوشه‌گيري، ناخشنودي، افسردگي، و هراسان بودن بهاي بيشتري مي‌دهند.


  ارسال به دوستان

اشتراک گذاری

نظری ثبت نشده است

فرم ثیت نظر

سبد خرید

تعداد: 0
قیمت: 0  ریال

تمام حقوق این سایت متعلق به مجله موفقیت می باشد.