ثبت نام | کاربر گرامی خوش آمدید!

ارسال پاسخ

سلام دختري 23 ساله هستم 8 ماه هستش عقد کردم. ماجرا ازدواجم خيلي مفصله فقط همين را بگم که اين اقا يک ساله هر روز و هر ساعت خودشو مجنون و شيدا نشون ميدادو با اينکه ميدونست من قبل از ايشون با کس ديگري دوست بودم و بعد از تمام شدن ان دوستي اون شخص باز برگشته بود و درخواست ادامه دوستي داشت قبول کرد که حتما من به ازدواج باهاش فکر کنم و به اون اقا زنگ زد و اون رو رد کرد و با اينکه من يک سال هرکاري کردم ايشون رو رد کنم ول کن نبود و دست اخر هم من و هم خانواده من و خودش را راضي کرد که بيان خواستگاري و راستش رو بخوايين من هم باور کردم که واقعا از ته دل دوستم داره ولي متاسفانه بعد از عقد از اين رو به اون رو شد والان به جايي رسيديم که بعد از 8 ماه الان 5 ماه هستش که بر اثر يه بحث خيلي مسخاره و جزعي رفته و هيچ خبري هم از من نگرفته و با تلاشهايي که من کردم نتيجه اي نداشته و الان به جايي رسيدم که جدا بشم ازش البته بعد از مشاوره با چندين مشاوره و روانشناس .س.ال من اين هستش که با توجه به اينکه من پارسال براي کنکور ارشد خواندم ولي به خاطر فشارهايي که از طرف ايشون داشتم متاسفانه قبول نشدم الان چطوري ميتونم مجددا تمرکز و حواسم رو جم کنم و شروع به درس خواندن بکنم و چه کار کنم که همش به ياد گذشته نيوفتم و ناراحت نشوم؟البته اين رو هم بگم که ضربه ي روحي که از ايت اتفاق خوردم انقدري بود که در عرض2هفته 10 کيلو وزن کمک کردم ولي جلوي بقيه و خانوادم نشون ميدم که برام اهميتي نداره ولي واقعا دوران سختي را پشت سر ميزارم و خانوادم هم ازم توقع دارن که حتما امسال کنکور قبول بشم همينطور خودم.لطفا کمکم کنيد يا کتابي را براي راهنماييم بهم معرفي کنيد.ممنون

پاسخ داده شده توسط: روانشناس موفقیت
تاریخ پاسخ: 1394/2/5
با سلام خدمت شما دوست گرامي بابت مشکلي که پيش آمده برايتان بسيار متاسف و ناراحت شدم ولي باز هم جاي شکر دارد که وارد زندگي نشديد که ضربه ي آن خيلي سخت تر از اين بود و دوست عزيز دوران نامزدي و عقد براي شناخت بيشتر هست که خوشبختانه هرچه زودتر فرد مشکل را متوجه بشود خيلي بهتر است از اينکه ضربه اي خيلي سختر از عدم آگاهي بخورد، بسيار دوران سختي مطمئنا داريد که انشاءالله با صبر و تفکر بيشتر پشت سر گذاشته مي شود. دوست عزيز چوم اين شرايطي که فرموديد براي شما بسيار سخت و رنج آور بوده است برگشتن به روال عادي تان به زمان نيلز دارد که روند زودتر يا بهتر پيش رفتنتان به خود شما و خانواده تان مربوط مي شود. اينکه اين انتظار را از خودتان داريد که با وجود اين شرايط سخت تمرکز لازم را براي درس خواندن داشته باشيد بنظرتون انتظار بسيار زيادي نيست؟ چون اين موضوع انرژي رواني زيادي از شما گرفته است و اينکه بخواهيد همه چيز را فراموش کنيد و اصلا فکر نکيد به زمان نياز داريد که زخم ناشي از اين موضوع التيام بخشد. منظور من عدم تلاش شما براي کنکور نيست! بلکه منظور من به انتظار واقع بينانه از شرايط خودتان است که در صورتي که نتيجه مطلوب را نگرفتيد ضربه و يا ناراحتي جديد نباشد بلکه با انتظار واقع بينانه نتيجه را هم واقع بينانه براي خود تصور مي کنيد. اين مطلب که شما فرموديد ياد گذشته نيوفتم که ناراحت نشوم کمي ناگزيريم ولي اينکه اين مدت را چقدر براي خودتان با مرور گذشته طولاني کنيد دست شماست، زماني که ياد گذشته مي افتيد که باعث ناراحتيتان مي شود به اين فکر کنيد که اگر متوجه نمي شديد و وارد زندگي مي شديد چقدر سخت تر بوده و الان با اينکه سخت است ولي از يک مشکل بزرگتر و مطمئنا بافشار بيشتر جلوگيري کرده ايد و انشاءالله با پيدا کردن دوباره ي خود آينده اي بسيار روشن خواهيد داشت.

سبد خرید

تعداد: 0
قیمت: 0  ریال

تمام حقوق این سایت متعلق به مجله موفقیت می باشد.