ثبت نام | کاربر گرامی خوش آمدید!

مسائل زناشویی

آشنایی در دانشگاه

2 سال است عاشق استادم شده‌ام که البته او هم به من بسیار توجه می‌کند.

2 سال است عاشق استادم شده‌ام که البته او هم به من بسیار توجه می‌کند. من 23ساله هستم و ظاهر خیلی خوبی دارم، اما او ظاهر خوبی ندارد و 36ساله است. من عاشق شخصیت او شده‌ام. او کارهایی می‌کند که نشان می‌دهد مرا خیلی دوست دارد، اما به شکل واضح چیزی نمی‌گوید. بارها به بهانه‌های مختلف در خلوت سوالات مختلفی درمورد خودم و خانواده‌ام پرسیده است، اما هیچ‌وقت به‌طور رسمی از من خواستگاری نکرده است و حالا من از این وضعیت بسیار خسته شده‌ام، روحیه‌ام خراب شده است و نمی‌توانم این وضعیت مبهم و سردرگم را تحمل کنم. کلاس‌هایم هم تمام شده‌اند و مدام به من می‌گوید بیا در کلاس‌های دیگرم شرکت کن، اما من دوست ندارم این کار را انجام دهم. به نظر شما بالاخره از من خواستگاری می‌کند یا نه؟ رفتارها و سوالاتش به‌خاطر علاقه است یا فضولی؟ به‌تازگی شک کرده‌ام که شاید بیمار باشد. نمی‌خواهم از او ضربه‌ای بخورم و یا آینده‌ام را به‌خاطر او خراب کنم. مشکل دیگرم این است که یک خواستگار پول‌دار دارم که پسر خوبی است و همه می‌گویند بهترین خواستگارت است و شاید دیگر مانند او پیدا نکنی، اما من اصلا از او خوشم نمی‌آید و با معیارهای شخصی‌ام همسو نیست. اگر با این خواستگارم ازدواج کنم، بعدها در زندگی به او علاقه‌مند می‌شوم؟

     

 

دوست عزیز شما خودتان را رسما زنگ تفریح هیجانات مخفی یک رابطه ممنوعه کرده‌اید. متاسفانه از این علاقه‌هایی که بین استاد و شاگرد ایجاد می‌شوند بسیار رخ می‌دهد؛ اما بیشتر این علاقه‌ها تنها براساس موقعیت هستند، نه واقعیت درونی افراد. او شاگردان زیادی دارد، شما نیز معلمان زیادی خواهید داشت، به یاد داشته باشید اگر او واقعا شما را دوست داشت و در تصمیمش جدی بود، این‌قدر محافظه‌کاری نمی‌کرد. مردی که زنی را بخواهد، باید با جرئت برای عشقش دلیری کند. احتیاط خوب است اما ترس نه. به نظر من وقت خودتان را بیهوده در این ارتباط هدر ندهید. ارتباطتان را با او قطع کنید و ببینید چه می‌کند، اگر واقعا شما را بخواهد برای رسیدن به شما تلاش می‌کند.

درمورد خواستگارتان به زمان بیشتری نیاز دارید، شاید فرد مناسبی برای شما نباشد و لازم باشد که به او هم جواب منفی بدهید. تنها با تکیه به حرف اطرافیانتان و اینکه می‌گویند او مورد خوبی است نمی‌توانید شریک زندگی‌تان را انتخاب کنید. وقتی الان از دیدن او حالتان بد می‌شود، نمی‌توانید باهم زیر یک سقف زندگی کنید و به او علاقه‌مند هم بشوید.

         

چطور می‌توان از صميميت بيش‌ازحد در رابطه جلوگیری کرد؛ به‌طوری که طرفین از هم دل‌زده نشوند و همچنان برای هم جذاب باشند؟

----------------

باید عشق ورزید، ولی مهر‌طلب نشد. باید شکل سالم و درستی از وابستگی را تجربه کرد. وابستگی دو  نوع سالم و ناسالم است، بعضی‌ها فکر می‌کنند اساسا نباید وابسته شد که این افراد، استقلال ناسالم دارند.

واقعیت این است که نمی‌توان در حوزه عشق وارد شد و همچنان احساس فراخی و قدرت داشت. نمی‌توانیم عاشق باشیم و احساس ضعف شدید دربرابر معشوق را نچشیم، حس وابستگی قسمت ناگزیر یک عشق سالم است؛ اما حد و میزان وابستگی مهم است.

مثلا بعضی‌ها دچار چسبندگی می‌شوند، همه ارزش‌ها و اولویت‌های زندگی شخصی خود را از دست می‌دهند و از درس و کار و خانواده و همه‌چیز می‌افتند! این حد از وابستگی عملا به چسبندگی مبدل شده است و به‌زودی فرد را مستعد آسیب‌های شدید می‌کند.

درمجموع برای تجربه وابستگی سالم باید بدانید خیلی مهم است که فردیت شما، همیشه محترم بماند، شاید لازمه‌اش این باشد که بعضی‌اوقات تلفن‌ها را به شکلی کاملا مودبانه جواب ندهید یا آن‌قدر مشغول اهداف شخصی خود باشید که همیشه در دسترس قرار نگیرید. دربرابر زیاده‌خواهی‌های طرف مقابلتان نیز می‌توانید مودبانه ایستادگی کنید تا عزت‌نفستان آسیب نبیند. حتما به رفتارهای اشتباه و کنترل‌های بیش‌ازحد واکنش قاطعانه نشان دهید و هرگز اشتباه بسیاری از عشاق را تکرار نکنید که به دلیل عشق زیاد، به رفتارهای اشتباه معشوقشان پاداش می‌دهند؛ چون نام چنین وضعیتی رابطه مسموم است، نه عشق.

تعداد بازدید: 318 تاریخ بروز رسانی: سه شنبه 1 خرداد ماه 1397
  ارسال به دوستان
امتیاز کاربران:

اشتراک گذاری

نظری ثبت نشده است

فرم ثیت نظر

سبد خرید

تعداد: 0
قیمت: 0  ریال

تمام حقوق این سایت متعلق به مجله موفقیت می باشد.