ثبت نام | کاربر گرامی خوش آمدید!

سخن سردبیر

سخن سردبیر336

سخن سردبیر336

فــــرار راه چـــاره نیست،بمان و بجنگ

اکنون شماره 336 ام مجله موفقیت پیش روی شماست. فکرش را بکنید 336 بار این مجله تصمیم به انتشار گرفته و با وجود تمام دشواریها و موانع روی دکه آمده و به دست علاقهمندانش رسیده است.

به نظر شما در این مدت دستاندرکاران مجله بهخاطر کمبودها و دشواریها هرگز به فکر توقف انتشار نشریهشان نیفتادهاند؟ مسلما این اتفاق افتاده است. درواقع فکر فرار از تعهد، همیشه نزدیک شما کمین کرده تا پیدایتان کند!

پس چرا در این 336 شماره این اتفاق برای تیم موفقیت نیفتاده و بیخیالشدن حتی یکبار گزینه این نشریه نبوده است و فکر فرار از تعهد دوروبر این گروه پیدا نشده است؟

شاید دلیل آن را بتوان در حکایت شنیدنی زیر پیدا کرد:

میگویند در گذشتهای دور، در دهکدهای کوهستانی در اروپا، خرسی وحشی نیمهشبها به منازل اهالی حمله میکرد و حیوان یا بچهای را میربود و با خود میبرد. اهالی وحشتزده دهکده هر کاری میکردند، خرس راه جدیدی را برای شبیخون پیدا میکرد. مردم روستا بهناچار دست به دامان معروفترین شکارچی خرس منطقه شدند؛ همان پیرمرد مسنی که هرگز از مقابل خرسی فرار نکرده بود و همیشه از نبرد با خرسهای وحشی سربلند بیرون آمده بود.

پیرمرد درخواست اهالی را قبول کرد و به مردان دهکده گفت: «اطراف دهکده خندق بکارید و آتش بیفروزید و فقط یک گذرگاه را برای ورود و خروج خرس باز بگذارید.» سپس خودش بههمراه عدهای از جوانان مبارز دهکده در گوشه از گذرگاه کمین کرد تا سروکله خرس پیدا شود. روز اول خرس نیامد. هوا سرد بود و بارش برف هم شروع شد و شب، دما بهقدری پایین آمد که یخبندان شد. جوانها از سرما به خود لرزیدند و چون نمیتوانستند آتش روشن کنند، داشتند یخ میزدند؛ بنابراین یکییکی دروازه را ترک کردند و به کلبههای گرم نزدیک گذرگاه پناه بردند و به خود گفتند که از پشت شیشههای کلبه، آمدن خرس را رصد میکنند!

 اما پیرمرد شکارچی همچنان در کمین نشست و برای اینکه خوابش نبرد، لباسش را از تن درآورد تا سرما او را بیدار نگه دارد. نزدیکهای سحر سروکله خرس پیدا شد و این در حالی بود که فقط در گذرگاه، شکارچی پیر باقی مانده بود. شکارچی با خرس گلاویز شد و بعد از نبردی تنبهتن و دشوار، خرس را از پا درآورد. صبح که جوانها به سراغ شکارچی رفتند، دیدند او زیر جسد خرس پناه گرفته تا یخ نزند؛ پس او را به دهکده بردند و گرمش کردند. وقتی شکارچی سرحال آمد، دلیل استواری و ماندگاری و پایداری اش را پرسیدند.

شکارچی گفت: «اگر یکلحظه، فقط یکلحظه، دست از تصمیمم برمیداشتم و رهاکردن را انتخاب میکردم و پی استراحت و بیخیالی میرفتم، هرگز نمیتوانستم به کمین هیچ خرسی بنشینم؛ چراکه چیزی در عمق وجودم در هنگام سختیها فرار از مسئولیت و شانه خالیکردن از بار تعهد را به اسم رهایی و آزادی یاد میگرفت.»

و این، همان پاسخ سوال بسیاری از کسانی است که از «موفقیت» میپرسند چگونه با وجود دشواریها و کاستیها  336 شماره دوام آورده است.





تعداد بازدید: 1318 تاریخ بروز رسانی: دوشنبه 12 مهر ماه 1395
  ارسال به دوستان
امتیاز کاربران:

اشتراک گذاری

نظری ثبت نشده است

فرم ثیت نظر

سبد خرید

تعداد: 0
قیمت: 0  ریال

تمام حقوق این سایت متعلق به مجله موفقیت می باشد.