ثبت نام | کاربر گرامی خوش آمدید!

سخن سردبیر

سنجیده عمل کنیم!

سخن سردبیر334

میگفت همه رژیم های لاغری را امتحان کرده، اما شکست خورده است. وقتی از او پرسیدم نسبت به قد، وزن، سن و جنسیتش چند کیلو اضافهوزن دارد، شانههایش را بالا انداخت و گفت: «زیاد نیست فقط بیست کیلو!»

گفتم از قصابی بیست کیلو چربی بخرند و بیاورند. جلویش گذاشتم و گفتم: «بیست کیلو چربی اضافی که میگویی این است! زیاد نیست؟!»

واقعا ترسید! با وحشت به تصویر اندام خود در آینه خیره شد و گفت: «اینکه خیلی زیاد است! باید کاری کنم!»

یک سال بعد او موفق شد بیست کیلو از وزنش را کم کند و در وزن جدید ثابت بماند! چراکه او تصویر ذهنی خود را سنجش‌‌پذیر و قابلاندازهگیری کرده بود.

در نسل جدید رویکردهای شناختی _ رفتاری رواندرمانی، یکی از مهم‌‌‌ترین تکالیفی که درمانگر به مراجع میدهد، کمیسازی حالات، احساسات و هیجاناتی است که ذاتا کیفی هستند؛ مثلا وقتی مراجع میگوید اضطراب دارم، از او خواسته میشود بین صفر تا ده، میزان اضطرابش را عدددهی کند. بعد از هر مداخله درمانی، این «عدد اضطراب» مجددا سوال میشود و درصورتیکه کمتر از قبل بود، میزان اثربخشی مداخله صورتگرفته، تایید خواهد شد.

براساس پژوهشها افراد میانسالی که دستگاه‌‌‌‌‌های دیجیتالی اندازهگیری قند و فشارخون دارند، بهتر از آنهایی که این مشکل را ندارند، قند و فشارخون خود را کنترل میکنند؛ زیرا بهصورت کمی و دقیق میتوانند بر وضعیت واقعی بدن خود نظارت کرده و زودتر و سریعتر برای کنترل قند و فشارخون خود اقدام کنند.

این امر برای مدیران شرکت‌‌‌‌ها اثبات شده است که وقتی برای انجام کارها و فعالیت‌‌‌‌ها زمان منطقی اختصاص میدهند و پیشرفت امور را روی خط زمانی ‌‌بهطور دائم رهگیری میکنند، از توان و استعداد خود بهترین استفاده را میکنند.

یادمان باشد اصولا موفقیت بدون قابلاندازهگیریکردن رویدادها و عناصر امکان‌‌پذیر نیست؛ زیرا تنها اینگونه است که میتوان میزان رشد و بهبود یا توقف و نزول ‌‌فرایندها را تشخیص داد و واکنش مقابلهای لازم را در زمان و مکان درست اعمال کرد.

یادمان باشد کلمات کم، متوسط، خیلی و عالی، واژگانی گنگ و مبهمند و نمیتوان براساس آنها تصمیمات درست و قطعی گرفت و تصمیماتی هم که براساس این معیارها گرفته شوند، ارزش اجرایی ندارند و هرلحظه ممکن است با یک سوءبرداشت تغییر کنند.

میگویند در یکی از جنگ‌‌‌‌‌های قدیم، فرماندهی از نگهبان مهمات پرسید: «چقدر تیر داریم؟» و نگهبان گفت: «خیلی زیاد!»

فرمانده گفت: «بنابراین پس فردا به دشمن حمله میکنیم! اما قبل از آن از تو میخواهم به انبار مهمات بروی و دقیقا تعداد تیرهای قابل استفاده را بشماری و آمار آن را برایم بیاوری!»

روز بعد نگهبان برگشت و گفت: «صد تیر بیشتر نداریم!»

فرمانده گفت: «این تعداد تیر فقط برای پرتاب بهسمت دشمن درحین عقبنشینی بهدرد میخورد! حمله را فراموش کرده و همین امروز عقبنشینی کنید!»

اگر خوب به نتیجه حکایت دقت کنید، شما هم متوجه میشوید که با یک کمیسازی و عدددهی و سنجشپذیر ساختن ساده، نتیجه یک جنگ بهراحتی عوض شد!

موفق‌‌‌‌ها همیشه این شکلی تصمیم میگیرند. آنها براساس معیارهای سنجش‌‌پذیر و قابل اندازهگیری، میزان پیشرفت و موفقیت خود را میسنجند. برای همین همیشه میدانند در جاده موفقیت خود در کدام ایستگاه قرار دارند.

تعداد بازدید: 591 تاریخ بروز رسانی: یکشنبه 14 شهریور ماه 1395
  ارسال به دوستان
امتیاز کاربران:

اشتراک گذاری

نظری ثبت نشده است

فرم ثیت نظر

سبد خرید

تعداد: 0
قیمت: 0  ریال

تمام حقوق این سایت متعلق به مجله موفقیت می باشد.