ثبت نام | کاربر گرامی خوش آمدید!

اخبار سایت

مصاحبه با حامي

مصاحبه با حامي

 

فراز و نشيب موفقيت و شكست

 

در مصاحبه با حامي

 

دلخوش باش به فرداهای روشن!

 

هانيه روزبهاني

 

اين روزها كه خيلي‌ها تب شهرت و پيمودن يك‌شبه ره صدساله را دارند و شنيدن موسيقي‌هاي نازل و بازاري سلیقه بعضی از جوانان نسل امروز را ‌تنزل داده است،‌ حامي ‌همچنان بين جوانان اين نسل، به عنوان خواننده موسيقي پاپ فاخر و صاحب سبك و انديشه، محبوب و محترم و الگو است. حامي‌ با گزيده‌كاري خاصش ثابت كرد كه براي باقي گذاشتن آثار قوي و ماندگار بايد صبور بود و تن به سليقه بازار و موج‌هاي كاذب آن نداد.

 

اولین آلبوم او به نام «حامی» سال ۱۳۷۹ روانه بازار شد و آلبوم دوم او به نام «دو نیمه رویا» سبب شهرت و موفقيت بيشتر او شد. «یک لحظه عاشق شو» آخرین آلبوم اوست که در اسفند ۱۳۹۲ منتشر شده است. او که با موسیقی‌دانان بزرگی همچون بابک بیات، ناصر چشم‌آذر، محمدرضا چراغعلي و... همکاری داشته، توانسته است در طي سال‌هاي فعاليت هنري‌اش كارنامه قابل‌قبول و قابل‌دفاعي در موسيقي پاپ کلاسیک از خود به‌جا بگذارد.

 

حامي‌ به گفته خودش چهار سال است كه به علت يك سري اتفاقات احساسی و نیز معضلات حاصل از دشمنی برخی از اهالی موسیقی

 

فعاليت هنري جدي نداشته است، اما خوشبختانه اين روزها توانسته وضعيت قرمز و اوج بحران روحي را از سر بگذراند و كم‌كم

 

فعاليت‌هايش را از سر بگيرد. حامي سخت زندگي كردن را قسمتي از انتخاب‌هاي خودش مي‌داند و روحيه اخلاق‌گرا و كمال‌طلبش

 

ايجاب مي‌كند كه كم‌كاري و كم‌درآمدي ناشي از آن را به بيرون دادن كارهاي نازل و بي‌كيفيت ترجيح ‌دهد.

 

 

                                                                       *******

 

 تصوير جواني كه شبانه در حال چسباندن پوسترهايي براي تبليغ آلبوم اولش به در‌وديوار اين شهر خسته و خوابيده است، حتما تصويري شيرين و جذاب براي همه آنهايي است كه به پله‌پله طي كردن نردبان موفقيت باور و ايمان دارند. جواني كه گزيده‌كار است و درعين‌حال موفق و بيشتر از هر چيز به نداي قلبش گوش مي‌دهد؛ حتي اگر قلبش به او بگويد ناگهان در گوشه‌اي از خيابان براي حمايت از يك گروه موسيقي خياباني به پشت ميكرفون برود و براي مردم كوچه و خيابان بخواند.

 

وقتي مقابل او نشستيم، آميخته‌اي از باور و ايمان را مي‌شد در آرامش همراه با صراحت او درك كرد و اينكه او حامي است، كسي كه حتي اگر سه يا چهار سال هم در صحنه حضور نداشته باشد، باز از خاطر نخواهد رفت و اين يعني موفقيت! او ‌كه بر خلاف ظاهر جدي‌اش با گرمي ‌و روي باز به سوال‌هاي ما پاسخ مي‌داد، ما را در تجربه‌اش از فراز و نشيب موفقيت و شكست شريك كرد؛ با هم مي‌خوانيم.

 


 

 

 

                                                                                               *******

 

    آقاي حامي مي‌خواهيم مصاحبه‌مان را از اينجا شروع كنيم كه طبيعتا حامي ‌هم مثل خيلي از آدم‌ها شكست‌هاي متعددي در زندگي كاري و شخصي‌اش خورده است. راجع به شكست‌هایتان برایمان بگویید و اینکه چطور با آنها کنار آمدید؟

 

         بله من هم مثل همه شکست‌هایی را در زندگی کاری و شخصی‌ام تجربه کردم. مثلا یکی از آهنگسازهایی که با ایشان همکاری موفقی داشتم سال‌ها پیش قول چند تا کار را به من داده بودند و من به آن قطعات، هم به شعر و هم به ملودی دلبستگی پیدا کردم؛ اما آن چند تا کار از من گرفته شد و چند کار دیگر به من دادند. آن زمان پس گرفتن آن کارها برای من واقعا شکست بود و اذيت شدم؛ اما من تحمل کردم و از کنار آن گذشتم. اما امروز بعد از این همه سال وقتی که می‌بینم روی سکویی ایستادم که پایه‌هایش استوار از اتفاقات و گذشته‌ای این‌چنینی است، می‌فهمم اشتباه نکردم.

 

      

    يا آلبوم اولم وقتي در سال ۸۰ منتشر شد كه حاصل همکاری با آقاي چراغعلي بود و اصلا بناي استوار ورود من به دنياي موسيقي را ایشان ريخت، خوب پخش نشد؛ چون تهيه‌كننده آدم باتجربه‌اي نبود و پخش ضعيفي داشت. بنابراین آلبوم اولم اصلا ديده نشد و تاثير آن‌چناني نداشت.

 

    آن روزها من چون تبليغات نداشتم، يك هفته شب تا صبح پوسترهاي آلبومم را خودم مي‌چسباندم! در حوالی ميدان وليعصر و انقلاب. از ساعت ۱۲ شب تا ۶ و ۷ صبح. شايد همین تلاش‌ها تاثير داشته و عامل و شانس ورود به دنیای تازه ای از موسیقی و یا آشنایی من با آهنگسازان بعدی بوده است. من هميشه مي‌گويم يك اتفاق كوچك، يك تماس تلفني يا يك ايميل ممكن است مسير زندگي آدم را عوض كند. مثلا تماس تلفني من با بابك بيات مسير زندگي من را عوض كرد. اما يكي از شكست‌هاي بزرگ من همان آلبوم اول بود كه خيلي سرخورده شدم.


 

    

    آقای حامی‌ مردم شما را به‌عنوان خواننده گزيده‌كار و صاحب‌تفکر مي‌شناسند. چرا با اینکه این نوع موسیقی خیلی مطابق با سلیقه بازار امروز نیست، این سبک را انتخاب کردید؟

 

 

چون من دنبال اثر ماندگار هستم و از ابتدا هم مي‌دانستم تفكر عميق ممكن است در ابتدا خيلي در قلب مردم نفوذ نكند، ولي بالاخره نفوذ مي‌كند و اگر نفوذ كند ديگر پاك‌شدني نيست. مثل جملاتي كه از حسين پناهي شنيديم. مردم اصلا تفکر پناهی را نمي‌شناختند و در زمان حیاتش بیشتر به عنوان يك بازيگر طنز شناخته شده بود. اما امروز جز معدود آدم‌هايي است که بعد از مرگش حتی در بين مردمي ‌كه خيلي ديگر اهل شعر و كتاب نيستند، انديشه‌هاي او شناخته شده است و درواقع حسین پناهي هر روز دارد زنده‌تر مي‌شود.

 

    من هم ايمان دارم تفكر عميق، عشق عميق، معنويت و نفس پاك اگر در كار باشد، شايد امروز و فردا شناخته نشود، ولي بلاخره ماندگار مي‌شود.

 

    البته من از ابتدای کارم هم هرگز به سلیقه بازار تن ندادم، و در این دوره بیش از پیش هم به خودم و اسم حامی ‌که سال‌ها برایش زحمت کشیدم تعهد دارم، هم به اسم آهنگسازان بزرگ و متعهدی که با ایشان همکاری کرده‌ام؛ چون آبروی من آبروی آن‌ها هم هست.



    آیا خودتان را در دنیای هنر آدم موفقی می‌دانید؟

 

    از دید خودم از نظر کیفی بله. ولی باید ببینیم که آدم‌ها موفقیت را در چه می‌بینند. من به کیفیت بالا و ماندگاری می‌گویم موفقیت و من اگر ماندگار بشوم خودم را موفق می‌دانم.

 

    حقیقتش من هنوز هم نمی‌دانم کجای دنیای موسیقی ایستادم. ولی هرچه که جلوتر می‌روم و سکوت هنری‌ام طولانی‌تر می‌شود، برخوردهای خوب و متفکرانه مردم را بیشتر می‌بینم و خودم را از دور نگاه می‌کنم، بیشتر می‌فهمم کجا ایستادم. هرچند اطرافيانم من را خيلي آدم موفقي نمي‌دانند، چون من سودهاي ميلياردي نداشتم يا به نظر خودم با كارهاي اكتيو بي‌كيفيت جيب مردم را خالي نكردم! ولي من خودم، خودم را موفق مي‌دانم. من نزدیک هجده سال است که دارم کار موسیقی می‌کنم و از اولین آلبومم در سال ۸۰ چهارده سال می‌گذرد و فکر می‌کنم اگر همین الان هم دنیای موسیقی را ترک کنم، از کارنامه هنری خودم راضی هستم.

 

    

    يعني ممكن بود كه آن آلبوم اول و آخرتان باشد؟

 

    نه به هيچ وجه. من خيلي آدم مبارزي هستم و سماجت دارم. من حتي در فوتبال هم همين‌طور هستم! من در تيم هنرمندان‌ هافبك وسط بازي مي‌كنم و همه به من مي‌گويند تو چقدر در زمين مي‌دوي! من از خط دفاع حريف شروع می‌کنم به پرس كردن و خيلي مي‌دوم. بعضی وقت‌ها پشتم را نگاه مي‌كنم و می‌بینم بچه‌هاي ديگر ایستادند و دارند در دفاع حرف مي‌زنند! اما من به خاطر اين سماجتم تا لحظه آخر مي‌دوم.

 

    

    چه چيزي در مقابله با این شكست‌ها به شما كمك كرد؟

 

    

 

    سماجت و مهم‌تر از روحيه سماجتم ايمانم به خداوند بود كه مي‌دانستم كه حتي اگر خودم هم نخواهم خداوند بهترين‌ها را برايم رقم مي‌زند كه همين‌طور هم شد.

 

    

    اتفاقا يكي از چيزهايي كه در نوشته‌هاي شما در شبكه‌هاي اجتماعي جلب‌توجه می‌کند گرایش شما به معنويت است. این گرایش شما از کجا ریشه گرفته است؟

 

    اين احساس قلبي است كه شايد يك قسمتي‌اش از پدر ومادرم به من ارث رسيده باشد، زیرا پدرم انسان متديني بود و مادرم نيز فرد معتقدی است. پدرم براي من الگو بود و متاسفانه در نوزده سالگی از دستش دادم؛ اما هنوز خاطره سحري‌هاي ماه رمضان او همچنان براي من پررنگ است. فكر مي‌كنم تربيت خانوادگي از بچگي مسلما تاثير مثبتي روي متدين و مقيد بودن بچه‌ها دارد.

 

    در مورد خودم چون از بچگي و دوران نوجواني آدم تنهايي بودم و اگر مي‌خواستم هم به جايي جز خدا نمي‌توانستم تكیه كنم، گرایش به معنویت برای من خیلی پررنگ شد. اگر مجبور نبودم اين معنويت ممكن بود كمتر باشد. اما چون اين تنهايي را هم فيزيكي و هم دروني حس مي‌كنم خب به كسي احتياج دارم كه با او این تنهايي‌ام را پر كنم و آن كسي جز خدا نمي‌تواند باشد. به خاطر همين هميشه به آن انرژي هم در موسيقي و هم زندگي شخصي خيلي تكيه كردم.

 

    من قبلا خيلي براي به دست آوردن خيلي چيزها دست‌وپا مي‌زدم و دلم مي‌خواست سرنوشتم را به‌زور عوض بكنم اما الان هر اتفاقي برايم بيفتد به اين رسيدم كه حكمتي در آن هست. البته من تلاشم را براي پيشرفت مي‌كنم، ولي اگر اتفاقي بيفتد كه بدانم انرژي كائنات و خداوند پشتش هست، ديگر خيلي تقلا نمي‌كنم و خيلي پذيرنده‌تر شده‌ام.

 

    

    چرا با اینکه هواداران زیادی در دنیای موسیقی دارید، اينقدر احساس تنهايي مي‌كرديد یا می‌کنید؟

 

    به قول شاعر با صد هزار مردم تنهايي، بي صد هزار مردم تنهايي. ممكن است بعضي‌ها خيلي دور و برشان شلوغ باشد ولي باز درونا احساس تنهايي مي‌كنند. خب این تنهایی براي من هم فيزيكي بوده و هم دروني. خيلي جاها هم شايد خودخواسته بوده چون از تنهايي لذت مي‌برم.

 

    

 

    اما هوادارانم برایم خیلی مهم هستند و هر كسي به من مي‌رسد و يك جمله محبت‌آميز به من مي‌گويد و تشويقم مي‌كند، به او مي‌گويم واقعا من به عشق شما زنده هستم و این شعاری نیست! من واقعا تمام انرژي‌ام را از اين جمله‌ها و از اين برخوردها با مردم مي‌گيرم.

 

    

    با توجه به اینکه دوره‌ سختي را پشت سرگذاشتید، توصيه‌تان به کسانی که دوران خوبی را از نظر روحی نمی‌گذارنند، چیست؟

 

    نظر من اين است كه اگر در ورطه و چاله افتاده باشيم كل سختي‌اش در بیرون آمدن از آن ورطه است كه پس از آن می‌توانیم مسيرمان را دوباره پيدا كنيم و اين را فقط يك عقل سالم مي‌تواند بيابد و يك ضرب‌المثل معروف هست كه مي‌گويد عقل سالم در بدن سالم است. این به این معنی است که اگر خوب فکر نکنید و تصمیم درستی نگیرید، اگر نقشه درستی برای پیروزی یا فرار از شکست و گذر از چالش نداشته باشید راه فوق‌العاده دشوارتری برای گریز از بحران پیش رو دارید. شما اگر روزي يك ساعت پياده‌روي كنيد خيلي شاد مي‌شويد و به طرز معجزه‌آسایی به اتخاذ تصمیم درست کمک می‌کند. من خودم اول اين را باور نمي‌كردم ولي از وقتي كه يك ساعت پياده‌روي و ورزش را در برنامه خودم گنجاندم واقعا نتيجه‌اش را دیدم. ما بايد بدنمان را براي مبارزه با سختی‌های زندگی آماده كنيم. صبح زود بيدار شدن و شب به‌موقع خوابيدن و غذاي خوب خوردن، همه اينها بر سلامت بدن و روان تاثير دارد. برادرم علیرضا که از نظر من آدم سخت‌کوش و موفقی است هميشه به من مي‌گفت كه «بركت را صبح تقسيم مي‌كنند» و اين به نظر من واقعيت است. حالا بركت حتما نبايد پول باشد، مي‌تواند همين سلامتي باشد. وقتي صبح زود از خواب بیدار شوی، بهتر مي‌تواني فكر كني و روزت را شروع كني. كل پيامم اين است كه خيلي به فيزيكتان توجه كنيد.



    خودتان اگر به گذشته بر مي‌گشتيد چه اشتباهاتی را دیگر تکرار نمی‌کردید یا چه چیزهایی را در خودتان تقویت می کردید؟

 

    خب اگر به گذشته برمی‌گشتم درباره چيزهايي كه اراده خداوند هستند باز هم تسليم بودم و به خداي خودم مي‌گفتم هر چيزي كه اراده خودت هست همان‌ها را برايم رقم بزن. اما درباره چیزهایی که دست خودم بود، حتما سعی می‌کردم از تجربیاتم بیشتر استفاده کنم. ما هر چقدر هم باهوش باشيم نمي‌توانيم از روي دست اطرافيانمان تجربه به‌دست بياوريم، خودمان بايد تجربه كنيم. مثلا يكي از چيزهايي كه در تجربه‌هايم ياد گرفتم اين است كه بيشتر به حرف بزرگ‌ترها بها بدهم. جوان‌های امروز متاسفانه اصلا به حرف پدرومادرها تن نمي‌دهند و مثلا یکی از نتایجی که محصول این بی‌اعتنایی به بزرگ‌ترها است آمار بالای طلاق است. اگر به گذشته برمي‌گشتم پشتكارم بيشتر مي‌شد. تنبلي‌ها و سرخوردگی‌ها كمتر مي‌شد. بحث‌هاي بيهوده كه وقتم را تلف مي‌كردند، آدم‌های بیهوده که فقط و فقط عامل و باعث درجا زدن هستند و يا روابطي كه ضرر مي‌زدند و زمانم را هدر می دادند حذف می‌کردم.



    در پايان براي جواناني كه دنبال موفقيت و شهرت هستند چه توصيه‌اي داريد؟

 

علاوه بر سلامت جسم و روان یک پیام بسیار بسیار بسیار مهم و حیاتی برای دستیابی به موفقیت این است که: «موجودات و پدیده‌هایی که باعث توقف شما در طی مسیر پیشرفت و نیز به‌هم‌ریختگی اعصاب و روان شما که نتیجه آن از هم‌گسیختگی تفکرات صحیح و در پی آن مشکلات بزرگ فیزیکی نیز هست را به کل، تمام و کمال و ریشه‌ای و بدون حتی لحظه‌ای درنگ از زندگی خود حذف کنید؛ چراکه ضربه‌های جبران‌ناپذیری به امروز و آینده شما خواهند زد».

 

از دید من که همه عمرم را با قلبم زندگی کرده‌ام، «انسان بزرگ و موفق کسی است که با منطق و از سر عقل تصمیم بگیرد و در صورت تهدید خارجی در حرکتش به سوی موفقیت، حتی قلب خود را زیر پا بگذارد و بگذرد».


تعداد بازدید: 6454 تاریخ بروز رسانی: چهارشنبه 22 مهر ماه 1394
  ارسال به دوستان
امتیاز کاربران:

اشتراک گذاری

سلام حامی عزیز آرزو میکنم در کنار خانوادی محترمت همیشه شاد و سلامت و موفق باشی.خیلی دوستون دارم.آرزوم اینکه زیر نظر شما موسیقی وخوانندگی رو بیاموزم.
مهشيد
خيلي عزيزي حامي....اميدوارم هميشه بدرخشي و دوباره به صحنه برگردي... ارامشي كه صدات ميگيرم واقعا وصف نشدنيه...هميشه بمان

فرم ثیت نظر

سبد خرید

تعداد: 0
قیمت: 0  ریال

تمام حقوق این سایت متعلق به مجله موفقیت می باشد.